شاعر: رومی
زمین
اگر هر دم زنی صد تیغ بر ما
بریدن از تو نتوانیم قطعا
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 10
شبی دیرند و ظلمت را مهیا
چو نابینا درو دو چشم بینا
رودکیمثنویهاابیات به جا مانده از مثنوی بحر هزجپاره 1
چنین گفتهست کسری باربد را
که بیاندوه اگر خواهی تو خود را
عطارالهی نامهبخش سیزدهم(12) پند کسری
مرا حلوا هوس کردست حلوا
میفکن وعده حلوا به فردا
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 106
تو بشکن چنگ ما را ای معلا!
هزاران چنگ دیگر هست اینجا
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 110
دلارام نهان گشته ز غوغا
همه رفتند و خلوت شد برون آ
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 99