از تو خالی نگارخانهٔ جم
فرش دیبا فگنده بر بجکم
زمین
بینمت ای خرد به کار تو گم
کارگه چرخ و کارگر انجم
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2
ای ز روی تو ماه چارده کم
قیمت یوسف از تو هفده درم
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 583
گرچه هست آفتابِ رحمتِ حق
شاملِ ذرّه ذرّۀ عالَم
جامیرسالهٔ اربعین(9) لُعِنَ عَبْدُ الدِّینَارِ، وَلُعِنَ عَبْدُ الدِّرْهَمِ. (جامع الترمذی)
دوش چون صبح بر کشید علم
شد جهان از نسیم او خرم
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 105 - در مدح امام زکیالدین بن حمزهٔ بلخی و نکوهش خواجه اسعد هروی
سلطان عشق خواست که خیمه بصحرا زند، در خزاین بگشاد گنج بر عالم پاشید.
چتر برداشت و برکشید علم
عراقیلمعاتلمعۀ دوم
محب و محبوب را یک دایره فرض کن که آن را خطی بدو نیم کند بر شکل دو کمان ظاهر گردد، اگر آن خط که مینماید که هست و نیست، وقت منازله از میان محو شود، دایره چنانکه هست یکی نماید، سر قاب قوسین پیدا آید.
مینماید که هست، نیست جهان
عراقیلمعاتلمعۀ چهاردهم
فارسی متن کا ماخذ: گنجور