صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رودکی
  2. »قصاید و قطعات
  3. »شمارهٔ 44

شمارهٔ 44

شاعر: رودکی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 18

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

اگرچه عذر بسی بود روزگار نبود

چنان که بود به ناچار خویشتن بخشود

2

خدای را بستودم، که کردگار من است

زبانم از غزل و مدح بندگانش نسود

3

همه به تَنَبُّل و بند است بازگشتن او

شرنگ، نوش آمیغ است و روی زر اندود

4

بنفشه‌های طری خیل خیل سر بر کرد

چو آتشی که به گوگرد بردوید کبود

5

بیار و هان بده آن آفتاب که‌ش بخوری

ز لب فرو شود و از رخان برآید زود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تا کی گویی که اهل گیتی

در هستی و نیستی لئیمند؟

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 43

اگلی نظم

مرا بسود و فرو ریخت هر چه دندان بود

نبود دندان، لا بل چراغ تابان بود

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 45 - عصا بیار که وقت عصا و انبان بود

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ببار باده روشن که صبح روی نمود

که در چنین نفسی بی‌شراب نتوان بود

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1037

ترانه های تحیت سرودهای درود

نثار مجلس سلطان عاقبت محمود

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 157

زهی جمال تو خورشید آسمان شهود

تویی بدیع ترین نقش کارگاه وجود

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 86

کنون که در چمن آمد گُل از عَدَم به وجود

بنفشه در قدمِ او نهاد سر به سجود

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 219

اگر حریف منی پس بگو که دوش چه بود

میان این دل و آن یار می فروش چه بود

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1013

ز بانگ پست تو ای دل بلند گشت وجود

تو نفخ صوری یا خود قیامت موعود

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 914

رسید ساقی جان ما خمار خواب‌آلود

گرفت ساغر زرین سر سبو بگشود

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 923

ربود عشق تو تسبیح و داد بیت و سرود

بسی بکردم لاحول و توبه دل نشنود

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 940

ز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سود

به نقد خاک شوم بنگرم چه خواهد بود

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 941

سپاس آن عدمی را که هستِ ما بربود

ز عشقِ آن عدم آمد جهانِ جان به وجود

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 950

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور