صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1013

غزل شمارهٔ 1013

شاعر: رومی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 18

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
اگر حریف منی پس بگو که دوش چه بود
میان این دل و آن یار می فروش چه بود
22
فدیت سیدنا انه یری و یجود
الی البقاء یبلغ من الفناء یذود
33
اگر به چشم بدیدی جمال ماهم دوش
مرا بگو که در آن حلقه‌های گوش چه بود
44
معاد کل شرود طغی و منه نی
مثال ظلک ان طال هو الیک یعود
55
وگر تو با من هم خرقه‌ای و همرازی
بگو که صورت آن شیخ خرقه پوش چه بود
66
بامر حافظ الله المکان یعی
بمس عاطفه الله الزمان ولود
77
اگر فقیری و ناگفته راز می‌شنوی
بگو اشارت آن ناطق خموش چه بود
88
ایا فؤاد فذب فی لظی محبته
ایا حیاه فدومی فقد اتاک خلود
99
وگر نخفتی و از حال دوش آگاهی
بگو که نیم شب آن نعره و خروش چه بود
1010
ترید جبر جبیر الفؤاد فانکسرن
ترید نحله تاج فلا تنی به سجود
1111
از آنچ جامه و تن پاره پاره می‌کردیم
بیار پارگکی تا که رنگ و بوش چه بود
1212
برغم انفک لا تنکسر کما الحیوان
به نصف وجهک لا تسجدن شبیه یهود
1313
وگر چو یونس رستی ز حبس ماهی و بحر
بگو که معنی آن بحر و موج و جوش چه بود
1414
یقول لیت حبیبی یحبنی کرما
الیس حبک تأثیر حب ود ودود
1515
وگر شناخته‌ای کاصل انس و جان ز کجاست
یکیست اصل پس این وحشت وحوش چه بود
1616
ایا نضاره عیشی بما تهیجنی
متی تقر عیونی و صاحبی مفقود
1717
وگر بدیدی جانی که پشت و رویش نیست
گه تصور عشاق پشت و روش چه بود
1818
لئن سکرت بما قد سقیتنی یا دهر
اکون مثلک لدا لربه لکنود
1919
وگر ز عشق تو سردفتر غرض ماییم
هزار دفتر و پیغام و گفت و گوش چه بود
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یا شبه الطیف لی انت قریب بعید

جمله ارواحنا تغمس فیما ترید

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1012

اگلی نظم

حکم البین بموتی و عمد

رضی الصد بحینی و قصد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1014

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ببار باده روشن که صبح روی نمود

که در چنین نفسی بی‌شراب نتوان بود

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1037

ترانه های تحیت سرودهای درود

نثار مجلس سلطان عاقبت محمود

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 157

زهی جمال تو خورشید آسمان شهود

تویی بدیع ترین نقش کارگاه وجود

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 86

کنون که در چمن آمد گُل از عَدَم به وجود

بنفشه در قدمِ او نهاد سر به سجود

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 219

اگرچه عذر بسی بود روزگار نبود

چنان که بود به ناچار خویشتن بخشود

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 44

تو را سماع نباشد که سوز عشق نبود

گمان مبر که برآید ز خام هرگز دود

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 255

امیر ما عسل از دست خلق می‌نخورد

که زهر در قدح انگبین تواند بود

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 105

چه گنج‌ها بنهادند و دیگری برداشت

چه رنج‌ها بکِشیدند و دیگری آسود

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 106

هزار سال به امید تو توانم بود

اگر مراد برآید هنوز باشد زود

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 110

اگر خدای نباشد ز بنده‌ای خشنود

شفاعت همه پیغمبران ندارد سود

سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 25

مزید تلاش کریں
◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00