شاعر: رودکی
گرد گل سرخ اندر خطی بکشیدی
تاخلق جهان را بفگندی به خلالوش
کافور تو بالوس بود، مشک تو باناک
بالوس تو کافور کنی دایم مغشوش
زمین
آن چشم سخنگو نگر و آن لب خاموش
وان تلخی گفتار و شکر خنده خون نوش
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1194
تنها ز کجا می رسی ای سرو قباپوش
دردا که تو می آیی و من می روم از هوش
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 477
ای بس قدح درد که کردست دلم نوش
دور از لب و دندان شما بی خبران دوش
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 209
از خوی کریم تو گنه گشت فراموش
شرمنده نماندیم زهی عفو خطاپوش
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 327
فارسی متن کا ماخذ: گنجور