صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عرفی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 390

غزل شمارهٔ 390

شاعر: عرفی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: یش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

کجاست نشتر مژگان دوست تا دل ریش

هزار چرخ زند بی خودانه بر سر بیش

2

تو هم ز بتکده آیی و طواف کعبه کنی

اگر نقاب گشایم ز حسن طینت خویش

3

همه ز عاقبت اندیش اند سرگردان

من این فریب نخوردم ز عقل دور اندیش

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

منم که می کنم از درد بی کرانهٔ خویش

مگو، مگو ز غم، آرایش زمانهٔ خویش

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 389

اگلی نظم

ملک به سهو نویسد چو نامهٔ ستمش

سزد که خون شهیدان تراود از قلمش

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 391

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

عبدالله جعفر را در عهد معاویه از خزانه بیت المال هر سال هزار درم می دادند، چون نوبت به یزید رسید آن را به پنج هزار درم رسانید ملامتش کردند که این حقوق همه مسلمانان است چرا به یک کس می دهی؟

گفت: من این را به همه محتاجان اهل مدینه می دهم زیرا که وی هیچ از ارباب حاجات دریغ نمی دارد، و پنهان از وی کسی را همراه وی به مدینه فرستادند، و در مدت یک ماه همه را صرف کرد، چنانچه به قرض محتاج شد.

جامی»بهارستان»روضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان)»بخش 8

مشو فریفته حسن صورت ای درویش

به روی شاهد معنی گشای دیده خویش

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 187

به جد و جهد چو کاری نمی‌رود از پیش

به کردگار رها کرده به مصالح خویش

حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 15

دلم رمیده شد و غافلم منِ درویش

که آن شِکاریِ سرگشته را چه آمد پیش

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 290

رهی سوار و جوان و توانگر از ره دور

به خدمت آمد، نیکو سگال و نیک اندیش

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 75

دلی که دید که غایب شده‌ست از این درویش

گرفته از سر مستی و عاشقی سر خویش؟

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 338

به شکر آنکه تو در خانه‌ای و اهلت پیش

نظر دریغ مدار از مسافر درویش

سعدی»مواعظ»مفردات»شمارهٔ 43

رود چگونه به این ضعف کار من از پیش ؟

که من به پای نسیم سحر روم ازخویش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5023

به اختیار تو در باختم ارادت خویش

کنون به لطف تو مستغنیم من درویش

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 323

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور