صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »خاتمة الحیات
  4. »غزلیات
  5. »غزل شمارهٔ 187

غزل شمارهٔ 187

شاعر: جامی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: یش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

مشو فریفته حسن صورت ای درویش

به روی شاهد معنی گشای دیده خویش

2

مکن به دیدن خوش قامتان به بالاروی

مباد مانی ازین کار و بار سر در پیش

3

ملاحت سخن عشق عاشقان دانند

نیافت چاشنی این نمک بجز دل ریش

4

طریق عقل رها کن که هیچ کس ننشست

به صدر قرب به تدبیر عقل دوراندیش

5

کجاست شحنه که تا شهر را بپردازد

ز سفلگان مسلمان نمای کافرکیش

6

شبان به خواب وز آن بی خبر که افتاده ست

هزار گرگ فزون در رمه به صورت میش

7

مده به مدرسه جامی ز سر وصل نشان

که بر فقیه نمی چسبد این سخن به سریش

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تا به چشمت شده در ناز برابر نرگس

نازنینان چمن راست نظر بر نرگس

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 186

اگلی نظم

آشیان می سازد از خس بلبل بی صبر و هوش

می کند ز اغیار حال خویش را خاشاک پوش

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 188

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

به جد و جهد چو کاری نمی‌رود از پیش

به کردگار رها کرده به مصالح خویش

حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 15

دلم رمیده شد و غافلم منِ درویش

که آن شِکاریِ سرگشته را چه آمد پیش

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 290

رهی سوار و جوان و توانگر از ره دور

به خدمت آمد، نیکو سگال و نیک اندیش

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 75

دلی که دید که غایب شده‌ست از این درویش

گرفته از سر مستی و عاشقی سر خویش؟

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 338

به شکر آنکه تو در خانه‌ای و اهلت پیش

نظر دریغ مدار از مسافر درویش

سعدی»مواعظ»مفردات»شمارهٔ 43

رود چگونه به این ضعف کار من از پیش ؟

که من به پای نسیم سحر روم ازخویش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5023

کجاست نشتر مژگان دوست تا دل ریش

هزار چرخ زند بی خودانه بر سر بیش

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 390

به اختیار تو در باختم ارادت خویش

کنون به لطف تو مستغنیم من درویش

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 323

عبدالله جعفر را در عهد معاویه از خزانه بیت المال هر سال هزار درم می دادند، چون نوبت به یزید رسید آن را به پنج هزار درم رسانید ملامتش کردند که این حقوق همه مسلمانان است چرا به یک کس می دهی؟

گفت: من این را به همه محتاجان اهل مدینه می دهم زیرا که وی هیچ از ارباب حاجات دریغ نمی دارد، و پنهان از وی کسی را همراه وی به مدینه فرستادند، و در مدت یک ماه همه را صرف کرد، چنانچه به قرض محتاج شد.

جامی»بهارستان»روضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان)»بخش 8

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور