صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عرفی
  2. »قصیده‌ها
  3. »شمارهٔ 26 - در مدح حکیم ابوالفتح

شمارهٔ 26 - در مدح حکیم ابوالفتح

شاعر: عرفی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ل

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
11

چهره پرداز جهان رخت کشد چون بجمل

شب شود نیمرخ و روز شود مستقبل

22

چشم شب تنگ شود دایره مردمکش

دیده روز بتدریج برآید احول

33

مردم دیده آن ژاله و گرما بصفت

بیضه دیده این روغن و دیبا بمثل

44

خون سودایی شب زائد و فاسد گردد

لاجرم نشتر روزش بگشاید اکحل

55

روز چون کرم بریشم همه بر خویش تند

هر چه شب رد کند از معده چو زنبور عسل

66

بعد از این ترجمه روز شود صاحب کل

بعد از این شب بنگین نقش کند عبداقل

77

وقت آنست کنون کز اثر عیش و نشاط

می نگنجد بصراحی و صراحی ببغل

88

جام یاقوت و می لعل بهم پالاید

اثر نامیه چون لاله و داغش بمثل

99

نامیه چون چمن سبزه دهد اتمامش

ناقص از کارگه آرند بباغ از مخمل

1010

عرق از شبنم گل داغ شود بر رخ حور

اخگر از فیض هوا سبز شود در منقل

1111

چمن آید بچمن بهر تماشای جمال

بلبل آید بر بلبل بتمنای غزل

1212

گیرد از فیض هوا طبع جواهر دارو

خصمت ار سوده الماس کند در مکحل

1313

بسکه هر خار گلی کرده عجب نیست اگر

یاسمین بشکفد از نشتر زنبور عسل

1414

پیش باغ و چمن دهر کنون گر رضوان

نسخه خلد برین باز گشاید بمثل

1515

صورت خلد ازین باغ مفصل یابد

سیرت این چمن از خلد ببیند مجمل

1616

حور گیسو بمیان بسته درآید بچمن

تا لبالب کند از سنبل وگل جیب و بغل

1717

بسکه از سنبل وگل یافت صفا نزدیکست

کز پی بوسه دو لب را بهم آرد جدول

1818

شاید ار عذر پرستار پذیزند بحشر

بسکه برداشت صفا صورت عزی و هبل

1919

انبساطی است در این فصل که بی کاوش عقل

شاید ار باز شود عقده ما لاینحل

2020

لیلی از گوشه محمل بنمود است جمال

یا بود لاله که سر برزده از دامن تل

2121

حاسد آزار شوم زین غزل تازه که باز

موسم شادی بلبل شد و اندوه جعل

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

منم که شیشه ام از لوح مدعا بیرنگ

نه تشنگی کش آبم، نه آرزوچش رنگ

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 25 - تجدید مطلع

اگلی نظم

ای شب هجر تو در دیده خورشید سبل

چشم روح القدس از شوق جمالت احول

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 27 - تجدید مطلع

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

من مسکین چه کنم، پیش که گویم غم دل؟

که ز عشق تو به جز غصه ندارم حاصل

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1229

حادی عشق اگر راز تو گوید به جبل

باشد از نقص جبل گر نکند رقص جمل

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 300

لعل جانبخش تو لا یبخل فیما یسال

چشم خون ریز تو لایسال عما یفعل

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 556

آمدی سوی من و ز اشک خودم مانده خجل

که به ره پای تو چون سرو شد آلوده به گل

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 562

بلبل و سرو و سمن یاسمن و لاله و گل

هست تاریخ وفات شه مشکین کاکل

حافظ»قطعات»قطعه شمارهٔ 20 - ماده تاریخ وفات (بلبل، سرو، سمن، یاسمن، لاله، گل = 757)

شتران مست شدستند، ببین رقص جمل

زُ اشتر مست که جوید ادب و علم و عمل

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1344

تو مرا می بده و مست بخوابان و بهل

چون رسد نوبت خدمت نشوم هیچ خجل

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1345

رشاء العشق حبیبی لشرود و مضل

کل قلب لهواه وجد الصبر یصل

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1367

ای شب هجر تو در دیده خورشید سبل

چشم روح القدس از شوق جمالت احول

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 27 - تجدید مطلع

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور