صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عرفی
  2. »قصیده‌ها
  3. »شمارهٔ 25 - تجدید مطلع

شمارهٔ 25 - تجدید مطلع

شاعر: عرفی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: نگ

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

منم که شیشه ام از لوح مدعا بیرنگ

نه تشنگی کش آبم، نه آرزوچش رنگ

2

بزیر سایه طوبی غنوده ام یعنی

نه در عنان شتابم، نه در رکاب درنگ

3

بچار بالش تسلیم تکیه کرده مدام

تبسم نه بصلح و حکایتم نه بجنگ

4

صنم بجیب نه تا خیزم از در اسلام

ردا بدوش نه تا بگذرم بشهر فرنگ

5

بکعبه نغمه ناقوسم آرد ار بسماع

نماز بت نکنم گر قضا شود ارژنگ

6

وگر سرود احد جوشد از دلم در دیر

نفس همی شکنم در گلوی سینه تنگ

7

برنگ و بو نیم آلوده ز آن سبب دورم

ز گلفروشی نام و شکسته رنگی ننگ

8

نه در مذاق من از نوش عافیت لذت

نه بر جبین من از نیش محنت است آژنگ

9

ز ذوق لب نگزم گر بشهد غوطه خورم

بریز آب دهان گر فرو شوم بشرنگ

10

هجوم دعوی من در تساوی اضداد

کنایتی است که آیینه ام ندارد زنگ

11

بلی چگونه بود زنگ دار آینه ای

که صیقلی کندش رأی شاه با فرهنگ

12

شهی که صیقل رأی هدایت افروزش

چنان زدوده ز آیینه ها کدورت زنگ

13

که برده شاهد ایمان برای کحل بصر

سیاهی از شکن زلف لعبتان فرنگ

14

مطرفشان شود از ابر لطف او بر کوه

شود چو آب و در آید بزیر صفحه سنگ

15

ایا شهی که بدل گرمی حمایت تو

بروی بیضه شاهین نشسته ماده گنگ

16

بکوی جاه تو جوید زمانه نسبت از آن

ز نور و سایه کند جلوه در لباس پلنگ

17

اگر دهی بضیمرت عنان نظم امور

رود بصنعت روشنگری طبیعت زنگ

18

بعون عینک رأی تو اعمی فطرت

کند مشاهده از نغمه صورت آهنگ

19

نگاشتند برای نمونه صورت دهر

جهان جاه ترا میزدند چون نیرنگ

20

محیط عالم جاه تو دارد آن نسبت

که بر شکوه الهیش نیست دایره تنگ

21

زهی مجال چو حفظت ببحر خیمه زند

که بعد از این شکند زوری در آب نهنگ

22

اگر نه طبع تو محمل طراز بودی کی

عروس علم نشستی بهودج فرهنگ

23

دل سیاه عدوی ترا اگر گویند

که نسبتی بسپهرش بود بهیأت ورنگ

24

برون روند عناصر عصیروش ز فلک

ز بسکه دایره آسمان بگردد تنگ

25

فروغ شعله قهرت فتد چو در ارحام

بچشمه سار برآید سمندر از خرچنگ

26

سریع‌تر به کف آرم عنان معنی را

که هیبت تو رباید ز روی اعدا رنگ

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تبارک الله از این آسمان شتاب کرنگ

که نعل آینه رنگش ندیده رنگ درنگ

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 24 - در منقبت علی علیه السلام

اگلی نظم

چهره پرداز جهان رخت کشد چون بجمل

شب شود نیمرخ و روز شود مستقبل

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 26 - در مدح حکیم ابوالفتح

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چو غنچه بسکه تپیدم ز وحشت دل تنگ

شکست بر رخ من آشیان طایر رنگ

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1902

رسانده‌ایم درین عرصهٔ خیال آهنگ

چو شمع ناوک آهی به شوخی پر رنگ

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1904

ز خودفروشی پرواز بسکه دارم ننگ

چو اشک شمع چکیده‌ست خونم آنسوی رنگ

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1906

درین مقرنس زنگارگون مینا رنگ

بر آبگینه ارباب همت آید سنگ

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 551

تتار اگر چه جهان را خراب کرد به جنگ

خراب گنج تو دارد چرا شود دلتنگ

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1327

حریف جنگ گزیند تو هم درآ در جنگ

چو سگ صداع دهد تن مزن برآور سنگ

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1328

جهان فروز چنان گشت باده گلرنگ

که از شمار شرر می دهد خبر دل سنگ

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5228

ز سال و ماه نوم بیش رنجه شد دل تنگ

که تنگدست به نوروز و عید دارد جنگ

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 22 - ایضا در مدح صاحبی ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان خانان در نوروز فرسی گفته شده است

تبارک الله از این آسمان شتاب کرنگ

که نعل آینه رنگش ندیده رنگ درنگ

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 24 - در منقبت علی علیه السلام

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور