صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1902

غزل شمارهٔ 1902

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: نگ

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

چو غنچه بسکه تپیدم ز وحشت دل تنگ

شکست بر رخ من آشیان طایر رنگ

2

صفای طبع به بخت سیاه باخته‌ایم

ز سایه آینهٔ ماهتاب ماست به زنگ

3

صدای پا نفروشد ز خویشتن رفتن

شکست رنگ نمی‌خواهد اعتبار ترنگ

4

ز یاس قامت پیری به آه ساخته‌ایم

کشیده‌ایم دلی درکمند گیسوی چنگ

5

کدام سنگ درین وادی از شرر خالیست

شتابهاست‌ به خون خفتهٔ فریب درنگ

6

به قدر شوخی تدبیر خجلتست اینجا

عصا مباد شود دستگاه کوشش لنگ

7

بهار حیرتم از عالم تقدس اوست

به‌ گلشنی‌ که منم رنگ هم ندارد رنگ

8

به قدر همت خود کسوتی نمی‌بینم

مباد جامهٔ عریانی‌ام بر آرد ننگ

9

گذشت عمر چو طاووس در پر افشانی

دلی نجستم از آیینه خانهٔ نیرنگ

10

به عبرتی نگشودم نظر درین‌ کهسار

که سرمه میل نهان‌ کرده است در رگ سنگ

11

به مکتبی‌ که نوشتند حرف ما بیدل

به تار ناله صریر قلم شکست آهنگ

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شرع هر دین بهرهٔ او نیست جز رفع شکوک

قبضهٔ تیغی فرنگی ساخت با دندان خوک

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1901

اگلی نظم

در نظرها معنی‌ام‌ گل می‌کند غیرت به چنگ

خامه‌ام دارد مداد از محضر داغ پلنگ

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1903

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

درین مقرنس زنگارگون مینا رنگ

بر آبگینه ارباب همت آید سنگ

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 551

تتار اگر چه جهان را خراب کرد به جنگ

خراب گنج تو دارد چرا شود دلتنگ

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1327

حریف جنگ گزیند تو هم درآ در جنگ

چو سگ صداع دهد تن مزن برآور سنگ

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1328

جهان فروز چنان گشت باده گلرنگ

که از شمار شرر می دهد خبر دل سنگ

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5228

تبارک الله از این آسمان شتاب کرنگ

که نعل آینه رنگش ندیده رنگ درنگ

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 24 - در منقبت علی علیه السلام

منم که شیشه ام از لوح مدعا بیرنگ

نه تشنگی کش آبم، نه آرزوچش رنگ

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 25 - تجدید مطلع

ز سال و ماه نوم بیش رنجه شد دل تنگ

که تنگدست به نوروز و عید دارد جنگ

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 22 - ایضا در مدح صاحبی ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان خانان در نوروز فرسی گفته شده است

رسانده‌ایم درین عرصهٔ خیال آهنگ

چو شمع ناوک آهی به شوخی پر رنگ

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1904

ز خودفروشی پرواز بسکه دارم ننگ

چو اشک شمع چکیده‌ست خونم آنسوی رنگ

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1906

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور