صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عرفی
  2. »قصیده‌ها
  3. »شمارهٔ 24 - در منقبت علی علیه السلام

شمارهٔ 24 - در منقبت علی علیه السلام

شاعر: عرفی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: نگ

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

تبارک الله از این آسمان شتاب کرنگ

که نعل آینه رنگش ندیده رنگ درنگ

2

اگر بساحت میدان او در آید غم

وگر گشاده شود از هجوم غم دل تنگ

3

در این هوس که رود همعنان او نفسی

شبانه روز زند شاطر سپهر شلنگ

4

جهنده ای که بگاه جهندگی شاید

که جوهر تنش آید برون ز جامه تنگ

5

سبکروی که چنان بردود بزخمه تار

که نغمه لب نگشاید بعرصه آهنگ

6

اگر کنند مثل طی مساحت اضداد

ز طبع شهد بکامی رود بطبع شرنگ

7

وگر کنند بوی نسبت درنگ بسهو

شتاب فهم شود بعد از این زلفظ درنگ

8

زمانه گفت زهی آسمان قوس و قزح

بزیر سینه او چون بدید رنگین تنگ

9

ستاره گفت که اینک سپهر و چشمه مهر

نشانه سم او دید چون بروی النگ

10

حساب طول عمل در فضای میدانش

چو عرصه ابد است و شماره فرسنگ

11

خرد عرایس بکار گفت و منکر شد

ازآنکه دارد از این نام هم بغایت ننگ

12

منش معارج افکار گفتم و خجلم

ز بهر آنکه نه راضی بود ز رنگ و به رنگ

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

صبحدم کز دریچه ادراک

نگرستم به ساحت افلاک

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 23 - درستایش حکیم ابوالفتح

اگلی نظم

منم که شیشه ام از لوح مدعا بیرنگ

نه تشنگی کش آبم، نه آرزوچش رنگ

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 25 - تجدید مطلع

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چو غنچه بسکه تپیدم ز وحشت دل تنگ

شکست بر رخ من آشیان طایر رنگ

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1902

رسانده‌ایم درین عرصهٔ خیال آهنگ

چو شمع ناوک آهی به شوخی پر رنگ

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1904

ز خودفروشی پرواز بسکه دارم ننگ

چو اشک شمع چکیده‌ست خونم آنسوی رنگ

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1906

درین مقرنس زنگارگون مینا رنگ

بر آبگینه ارباب همت آید سنگ

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 551

تتار اگر چه جهان را خراب کرد به جنگ

خراب گنج تو دارد چرا شود دلتنگ

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1327

حریف جنگ گزیند تو هم درآ در جنگ

چو سگ صداع دهد تن مزن برآور سنگ

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1328

جهان فروز چنان گشت باده گلرنگ

که از شمار شرر می دهد خبر دل سنگ

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5228

ز سال و ماه نوم بیش رنجه شد دل تنگ

که تنگدست به نوروز و عید دارد جنگ

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 22 - ایضا در مدح صاحبی ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان خانان در نوروز فرسی گفته شده است

منم که شیشه ام از لوح مدعا بیرنگ

نه تشنگی کش آبم، نه آرزوچش رنگ

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 25 - تجدید مطلع

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور