صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 330

غزل شمارهٔ 330

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: اش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

غیرتم بانگ زد که: دور او باش

عشقم آهسته گفت: باش و مباش

2

غمزه درباخت خوش، کزین نااهل

گردد اسرارهای پنهان فاش

3

از پس پرده سر برون آورد

یار لولی وش حریف تراش

4

غنج و نازش ز راه چشمم داد

داروی بیهشی به عقل معاش

5

عقل و فهم و خرد به یغما برد

رفت پاکیزه خانه را فراش

6

مفلسم کرد و در عتاب آمد

چه کند آفتاب با خفاش

7

شاهد شه شناس شحنه فریب

درنگنجد به پهلوی قلاش

8

آه و واحسرتا برآوردم

گفت بنشین و پر گلو مخراش

9

می نهی لب به عیش بر لب ما

چو گلت پخته می شود در داش

10

گفتمش: این درنگ و مهلت چیست

تا چه بر گل نویسدم نقاش

11

گفت: رو هرچه آرزو داری

تا به مردن به فکر آن می باش

12

ره برگشتنم «نظیری » نیست

به کجا می روم، بدانم کاش

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

داشتم از درد جدایی خروش

دل چو تو را یافت زبان شد خموش

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 329

اگلی نظم

حیاتی در گذر دارم چه پرسی بود و نابودش

متاع روی در نقصان چه سامان آید از سودش

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 331

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

خویشتن پاک دار و بی‌پرخاش

هیچ کس را مباش عاشق غاش

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیف»پاره 13

خویشتن پاک دار بی‌پرخاش

رو به آغاش اندرون مخراش

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیف»پاره 14

منم اندر قلندری شده فاش

در میان جماعتی اوباش

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 422

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور