صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 331

غزل شمارهٔ 331

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ودش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

حیاتی در گذر دارم چه پرسی بود و نابودش

متاع روی در نقصان چه سامان آید از سودش

2

سرم شوریدگی دارد ندانم چیست سودایش

دلم آوارگی جوید ندانم چیست مقصودش

3

ز اظهار محبت در زبان خلق افتادم

چو محتاجی که گنجی یابد و ظاهر کند زودش

4

نگاری تندخو دارم قمر هیکل فلک شیوه

به هرکس بد کند خاطر نباشد روی بهبودش

5

مزاج نازکی دارد که بهر هیچ می رنجد

چو رنجید از کسی نتوان به صد جان کرد خوشنودش

6

عیار صدق من گردد به می خوردن بر او ظاهر

بیار آتش که می سازم مشامی تازه از عودش

7

در اول با همه بیگانگی خواند و قبولم کرد

نخواهم بعد چندین آشنایی گشت مردودش

8

دل آزرده ام از خنده اش آزرده تر گردد

جراحت بیش می سوزد چو می سازی نمک سودش

9

«نظیری » را به مجلس بردم امروز و غلط کردم

مرا رسوای عالم کرد چشم گریه‌آلودش

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

غیرتم بانگ زد که: دور او باش

عشقم آهسته گفت: باش و مباش

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 330

اگلی نظم

از فراق یار ناخشنود خویش

روی در نابود بینم بود خویش

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 332

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دلی دارم که غیر از غنچه بودن نیست بهبودش

تبسم همچو زخم صبح می‌سازد نمکسودش

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1773

متاع هستیی دارم مپرس از بود و نابودش

به صد آتش قیامت می‌کنی ‌گر واکشی دودش

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1774

نشد روشن چراغم از عذار آتش اندودش

مگر چشمی دهم درموسم خط آب ازدودش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4927

نمی تابد ز آتش روی، خط عنبر آلودش

چه شمع است این که چون پروانه گردد گرد سردودش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4928

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور