صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 478

غزل شمارهٔ 478

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انباختن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

با مسلمان زادگان تا کی دل و جان باختن

بعد ازین خواهم به ترسازاده ایمان باختن

22

بر امید یک نگاه مرحمت می بایدم

خویش را چون سرمه در چشم عزیزان باختن

33

تشنه چندین راه ظلمت کرده طی حیف است حیف

جام جم را در کنار آب حیوان باختن

44

شیوه ها دارد محبت ورنه کار عقل نیست

یوسف افکندن به زندان عشق زندان باختن

55

کار بر اندازه ما نیست بس رسوایی است

زود همچون اهرمن مهر سلیمان باختن

66

بر امید التفات خضر نادانی بود

زورق اندر بحر و مرکب در بیابان باختن

77

عشق بی تعلیم می آید بر این معنی گواست

کودکان را عشق با هم در دبستان باختن

88

گر دلی داری دو عالم را به داوی برفکن

کس ندیدم برده باشد از هراسان باختن

99

ما مقام مرشیوگان را عادت است اول قدم

داو کردن دل پس ایمان بر سر آن باختن

1010

گرد کوی ما چه گردی رو حریف ما نیی

با فقیران منعمان را نیست آسان باختن

1111

لاف آن بهتر که در میدان سربازان زنیم

شرط دعوی نیست تنها گوی و چوگان باختن

1212

هر قماری را که شرطی نیست ذوقی نیز نیست

از لب تو بوسه ای از ما گریبان باختن

1313

می سزد مغلوب بودن لیک غیرت غالبست

عشق می خواهد ببازم لیک نتوان باختن

1414

طاعت چل ساله را در عشق کافر زاده ای

بر سر بازار می باید به عصیان باختن

1515

چیست می دانی «نظیری » وقت مرگ افلاس ما

جان به ساحل بردن و سامان به طوفان باختن

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مردانه قماری کن دستی به دو عالم زن

خصلی که نهی پر نه نقشی که زنی کم زن

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 477

اگلی نظم

بیمار بی‌دردی دلا درمان نخواهی یافتن

وحی ار به تو نازل شود ایمان نخواهی یافتن

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 479

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

عشقبازی چیست سر در پای جانان باختن

با سر اندر کوی دلبر عشق نتوان باختن

سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 53

چیست جان تا زیر تیغ یار نتوان باختن؟

سهل باشد پیش آب زندگی جان باختن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5992

فاش خواهد شد ز آهم عشق پنهان باختن

ز اضطراب شمع من گل می کند جان باختن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5993

پیش بردم در قمار عشق جانان باختن

صد شکافم بر دل است و یک گریبان باختن

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 518

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور