صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5992

غزل شمارهٔ 5992

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انباختن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

چیست جان تا زیر تیغ یار نتوان باختن؟

سهل باشد پیش آب زندگی جان باختن

2

قطره را گوهر، گهر را بحر عمان کردن است

سر چو شبنم در ره خورشید تابان باختن

3

در شبستانی که اشک شمع آب زندگی است

نیست بر پروانه مشکل خرده جان باختن

4

پیش تیغی کز رگ جان است زلف جوهرش

چیست این استادگی در خرده جان باختن؟

5

خودنمایی چیست تا از بیخودی غافل شوند؟

بهر این آیینه نتوان آب حیوان باختن

6

فارغ است از سرمه ابر سیه آواز رعد

عشق را در پرده ناموس نتوان باختن

7

سبز کن چون مور در ملک قناعت گوشه ای

تا شود آسان ترا ملک سلیمان باختن

8

خون رحمت در دل ابر بهار آرد به جوش

بر امید نسیه نقد خود چو دهقان باختن

9

با کمال علم، ملزم گشتن از نادان خوش است

این قمار برده را شرط است آسان باختن

10

دل ز شبنم می برد خواهی نخواهی آفتاب

اختیاری نیست عاشق را دل و جان باختن

11

زود سر را گوی چوگان ملامت می کند

با قد خم گشته با اطفال چوگان باختن

12

دارم این یک چشمه کار از پیر کنعان یادگار

چشم را از گریه در راه عزیزان باختن

13

صائب از اوضاع عالم دیده بینش بپوش

چند عمر خویش در خواب پریشان باختن؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بی تحمل خصم را هموار نتوان ساختن

گل ز زخم خار شد امن از سپر انداختن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5991

اگلی نظم

فاش خواهد شد ز آهم عشق پنهان باختن

ز اضطراب شمع من گل می کند جان باختن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5993

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

عشقبازی چیست سر در پای جانان باختن

با سر اندر کوی دلبر عشق نتوان باختن

سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 53

پیش بردم در قمار عشق جانان باختن

صد شکافم بر دل است و یک گریبان باختن

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 518

با مسلمان زادگان تا کی دل و جان باختن

بعد ازین خواهم به ترسازاده ایمان باختن

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 478

فاش خواهد شد ز آهم عشق پنهان باختن

ز اضطراب شمع من گل می کند جان باختن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5993

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور