صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 353

غزل شمارهٔ 353

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ویخویش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

افغان که بعد صد طلب و جستجوی خویش

پر خون برم ز چشمهٔ حیوان سبوی خویش

2

آزرده‌تر ز آبلهٔ خار دیده‌ام

خونابه ریزم از بن هر تار موی خویش

3

از بس که گشته پر ز غم و غصّه هر رگم

چون خوشه کرده دانه گره در گلوی خویش

4

آبم نماند در جگر از بس گریستم

دیگر به کار گریه کنم آب روی خویش

5

می‌سوخت کلک و دفتر اگر داشتی دلم

از گفتگوی دوست سر گفتگوی خویش

6

دست طمع چو پیش کسان کرده‌ای دراز

پل بسته‌ای که بگذری از آبروی خویش

7

در حیرت جمال تو گم بودم ای دریغ

فرصت نشد که از تو کنم جستجوی خویش

8

عشق است و صد امید «نظیری» گناه نیست

با او بگوی یک سخن از آرزوی خویش

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

لطف می خون در رگ افسرده می‌آرد به جوش

قول نای و چنگ طبع مرده می‌آرد به جوش

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 352

اگلی نظم

افسر به قبادی ده و خاتم به جمی بخش

از دام به ما پیچی و از زلف خمی بخش

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 354

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

رستم کسی بود که برآید به خوی خویش

در وقت احتیاج بگیرد گلوی خویش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5075

سیرآب در محیط شدم ز آبروی خویش

در پای خم ز دست ندادم سبوی خویش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5076

رفتم که بشکنم به ملامت سبوی خویش

در راه دل سبیل کنم آبروی خویش

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 406

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور