صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 254

غزل شمارهٔ 254

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: لهدارد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

قاصد دلی آزرده تر از آبله دارد

می آید از آن کوی و ز رفتن گله دارد

2

کس خیمه نیفراخت به سرچشمه حیوان

گاهی گذری خضر برین مرحله دارد

3

شاید که شود جلوه گر از غیب جمالی

چشمی همه کس بر ره این قافله دارد

4

معشوق جمیل است و غیور ار نه بگویم

مجنون نسب از لیلی این سلسله دارد

5

هویی به فراغت نکند در همه صحرا

دیوانه که آهوی رمان در گله دارد

6

دریاش همی باید و در ظرف نگنجد

صد گونه الم طایر کم حوصله دارد

7

فارغ نشوم یک نفس از بندگی عشق

شکرانه فرضی که کنم نافله دارد

8

بی باده کنم مستی و بی نغمه زنم ذوق

اینک می و نی، هرکه سر مشغله دارد

9

چون گفته و ناگفته به سنجیدن بخت است

شعری که نگفتست «نظیری » صله دارد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

عنان دل ز خودرایی به فریادم نگه دارد

بنالم کاندر آن دل ناله مظلوم ره دارد

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 253

اگلی نظم

عیشم خوش از آن شعله افروخته باشد

نقلم دل ریش و جگر سوخته باشد

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 255

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آنجاکه خیالت ز تمناگله دارد

اندیشه اگر خون نشود حوصله دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1033

بی‌یأس دل از هرچه ندارد گله دارد

ناسودن دست تو هزار آبله دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1034

هرجا نفسی هست ز هستی‌ گله دارد

دیوانه و هشیار همین سلسله دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1035

از گردش افلاک کجا دل گله دارد؟

این خانهٔ ویران چه غم زلزله دارد؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4337

از گرمروان خار مغیلان گله دارد

اینجاست که نشتر خطر از آبله دارد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4338

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور