صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 4338

غزل شمارهٔ 4338

شاعر: صائب

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: لهدارد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

از گرمروان خار مغیلان گله دارد

اینجاست که نشتر خطر از آبله دارد

2

از درد شکایت دل بی حوصله دارد

این خار ز پیراهن یوسف گله دارد

3

چون آهِ مصیبت‌زده آرام ندارم

دستِ که خدایا سر این سلسله دارد؟

4

این قافله از خوابِ گران است گرانبار

فریاد چه تأثیر درین مرحله دارد؟

5

از دست تهی راهرو عشق ننالد

پا بر سر گنج گهر از آبله دارد

6

از گردش چشم تو فلک بی‌سر و پا شد

پیداست حبابی چه قدر حوصله دارد

7

ز ابلیس خطر بیش بود پیشروان را

از گرگ جگردار خطر سر گله دارد

8

چون نقش قدم هر قدم از پوست برآید

هر کس خبر از دوری این مرحله دارد

9

خون می‌چکد از شعلهٔ آواز، جرس را

تا چشم که سر در پی این قافله دارد؟

10

تشریف گرفتاری ما عاریتی نیست

کز موجه خود آب روان سلسله دارد

11

برهم خورد از جوهر خود آینهٔ صاف

حیرت‌زده از جنبش مژگان گله دارد

12

با شوق جهانگرد دو گام است دو عالم

صائب چه غم از دوری این مرحله دارد؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از گردش افلاک کجا دل گله دارد؟

این خانهٔ ویران چه غم زلزله دارد؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4337

اگلی نظم

از گرمی اشکم صف مژگان گله دارد

زین آبله‌پا خار مغیلان گله دارد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4339

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آنجاکه خیالت ز تمناگله دارد

اندیشه اگر خون نشود حوصله دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1033

بی‌یأس دل از هرچه ندارد گله دارد

ناسودن دست تو هزار آبله دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1034

هرجا نفسی هست ز هستی‌ گله دارد

دیوانه و هشیار همین سلسله دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1035

قاصد دلی آزرده تر از آبله دارد

می آید از آن کوی و ز رفتن گله دارد

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 254

از گردش افلاک کجا دل گله دارد؟

این خانهٔ ویران چه غم زلزله دارد؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4337

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور