صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 4

غزل شمارهٔ 4

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ارا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 22

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

زبان پیام هوس داشت شستم انشا را

درون سینه بریدم سر تمنا را

2

چگونه عرض تمنا کنم که حسن غیور

نداده راه درین پرده رمز و ایما را

3

در آن نظاره که بر تیغ و کف شعور نبود

ز رشک سوخته بود آگهی زلیخا را

4

ذخیره‌ای ز جنون بهار ننهادیم

کم است سود تنک‌مایگان سودا را

5

نوازشی اگرم می‌کند، محبت نیست

توان شناختن از دوست مدارا را

6

گر از ورع به گدا زاهدان قدح ندهند

چه مانع است حریفان باده‌پیما را

7

گذشت شوق ز اندازه گوشه نظری

که می خموش کند مست بی‌محابا را

8

به کینه دل بی‌رحم کافرت نازم

که کرده است به من دوست گبر و ترسا را

9

بدیهه‌سنج «نظیری» اگر تو خواهی بود

شکرفروش کنی طوطی شکرخا را

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

در پرده ره ندادند وقت سخن صبا را

من نیک می‌شناسم پیغام آشنا را

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3

اگلی نظم

تو اگر ز کعبه راندی، و گر از بهشت ما را

غم بنده پرور تو به دری نهشت ما را

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

زمانه حله نو بست روی صحرا را

کشید دل به چمن لعبتان رعنا را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 46

زهی بریخته بر لاله مشک سارا را

شکسته رونق خورشید گوهر آرا را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 47

بر آن سرم که ز دامن برون کشم پا را

به جیب آبله ریزم غبار صحرا را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 31

کسی چه شکر کند دولت تمنا را

به عالمی‌ که تویی ناله می‌کُشد ما را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 37

نسیم شانه کند زلفِ موجِ دریا را

غبار سرمه دهد چشمِ کوه و صحرا را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 40

فی توحید الباری عز اسمه

درین صحیفه چو آغاز کردم املا را

جامی»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 1

دلا چو روی در ارباب معنی آوردی

مبر به کار قوانین شعر و انشا را

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 30

بساط سبزه فکندند کوه و صحرا را

ز لاله آرزوی جام تازه شد ما را

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 16

به کعبه گر ننمایی جمال خود ما را

ز خون دیده کنم لعل ریگ بطحا را

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 23

خدای خیر دهاد آن جوان رعنا را

که وارهانید به پیرانه سر ز ما ما را

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 26

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور