صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید
  4. »شمارهٔ 3 - مطلع دوم

شمارهٔ 3 - مطلع دوم

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: انرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

ای خاک درت صندل سرگشته سران را

بادا مژه جاروب رهت تاجوران را

2

مشاطه سیمای رخ خلق ز زینت

از آب و گلت غالیه رخسار جهان را

3

بر درگه تو فتنه چین و رخ خوبان

بر صحن تو عاشق سر و افسر ملکان را

4

گویا شده ازشادی دیوار حریمت

هر نقش که یاد آمده نقاش گمان را

5

گر شکل صنم بر تو رقم کرده مصور

بگشاد زمین بوس تواش مهر دهان را

6

ور صورت رضوان به سوی خلد کشیده

برتافته از ذوق ریاض تو عنان را

7

گر طفل نبسته صور از خامه بزاید

خواهد ز صریر درت آموخت زبان را

8

صد مرتبه خورشید فلک بهر اقامت

در سایه ات فتاده و بگشاده میان را

9

گر روزن تو جادوییی دیده ندارد

بهر چه دهد درک نظر طبع دخان را

10

ور جام تو آیینه جمشید نباشد

چون عرض کند خوبی رخسار جهان را

11

معراجی و ره در کنف عدل تو حق را

فردوسی و جا در حرم خاص تو جان را

12

با سایه خود ساخته همسایه خدایت

زان بر همه انداخته ای ظل امان را

13

آفاق ز آیین تو در عیش و سرورند

کاراستی از فر جهانگیر جهان را

14

آن شاه جوان بخت کز اندیشه ثاقب

انوار زمین ساخت آثار زمان را

15

در حسن گل و آب ز بس کرده تصرف

آراسته چون طبع نگین روی مکان را

16

از غایت آرامش عهدش عجبی نیست

ز آسودگی ار راست شود خانه کمان را

17

تقدیر کشیدست برین طارم خضرا

بر کهگل نامش رقمی کاهکشان را

18

ای ملک خدایی که در ابداع صنایع

در خاک نهد خاطر معمار تو جان را

19

نیرنگ خیال تو جهان غالیه گون کرد

زان سان که عروسان جوان غالیه دان را

20

هر خانه که شد در کنف عدل تو آباد

ره نیست درآن خانه نزول حدثان را

21

کوی تو نظرگاه خدا دید «نظیری »

ره در حرم حق نبود هون و هوان را

22

در منفعت خلق جهان کوش که بخشد

حق عمر دراز آدمی نفع رسان را

23

بنشین و به عشرت گذران تا ابدالدهر

این دولت و این مکنت و این ملک و مکان را

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ترتیب کهن تازه شد آیین زمان را

نو داد نسق شاه جهانگیر جهان را

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 2 - این قصیده در مدح ابوالمنصور جهانگیر پادشاه در حین ملازمت ایشان در تعریف شکار گفته شده است

اگلی نظم

چنان رسیدن دی سرد ساخت دنیی را

که کرد در دل مجنون فسرده لیلی را

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 4 - این قصیده در منقبت حضرت امام رضا علیه التحیته و الثنا و اشاره به قتل و غارت ساکنان مشهد مقدسه حضرت

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

حیف است‌کشد سعی دگر باده‌کشان را

یاران به خط جام ببندید میان را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 132

هرچند گرانی بوَد اسباب جهان را

تحریک زبان نیشتر است این رگ جان را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 135

ساقی بده آن کوزهٔ یاقوتِ روان را

یاقوت چه ارزد بده آن قوتِ روان را

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 18

آراست جهاندار دگرباره جهان را

چو خلد برین کرد، زمین را و زمان را

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 9 - در توحید

از خلق خبر نیست ز خود بی خبران را

با قافله کاری نبود فرد روان را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 808

استاد چه حاجت بود آن سرو روان را؟

خط حاشیه دان می کند آن غنچه دهان را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 809

خاموشی ما گشت بدآموز، بتان را

زین پیش وگر نه اثری بود، فغان را

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 16

ترتیب کهن تازه شد آیین زمان را

نو داد نسق شاه جهانگیر جهان را

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 2 - این قصیده در مدح ابوالمنصور جهانگیر پادشاه در حین ملازمت ایشان در تعریف شکار گفته شده است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور