صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1

غزل شمارهٔ 1

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

اذا ماشئت ان تحیی حیوة حلوة المحیا

به رسوایی برآور سر ز مستوری برون نِهْ پا

2

حدیث حسن و مشتاقی درون پرده پنهان بود

برآمد شوق از خلوت نهاد این راز بر صحرا

3

ز خط و خال رخسارش قضا شکل نمود اول

قلم برداشت هر ذره ورق پر گشت از انشا

4

در آن گلشن هوا بودم که مستی زاد از نرگس

در آن مجلس صفا بودم که عشق از حسن شد پیدا

5

به زحمت اتصال افتد، چو پیوندی برید از هم

به فرصت قطره دریا می‌شود، چون قطره شد دریا

6

کجا ناز و نیاز عاشق و معشوق کم گردد

ز حاجت حسن مستغنی و ما محتاج استغنا

7

شراب و شاهد و میخانه و ساقی همه دلکش

به این خمار بی‌پروا سری داریم و صد سودا

8

تقاضا بر تقاضا می‌رسد زان سوی دل هر دم

زمانی نیستم خالی فغان زین شوق کارافزا

9

اگر نالم ز حرمان رخ مگردان حسبة لله

قیاس وصل و محرومی گلستانست و نابینا

10

درون بیت احزان پیر نابینا چه می‌داند

که شهری بر سر سودای یوسف می‌کند غوغا

11

«نظیری» گر طمع داری که مقبول جهان باشی

فلا تحسد و لاتبخل و لاتحرص علی الدنیا

◆

اگلی / پچھلی نظم

اگلی نظم

مانند سراب بند بر پا

بیهوده شدیم دشت پیما

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

از این اقبالگاه خوش مشو یک دم دلا تنها

دمی می نوش باده جان و یک لحظه شکر می‌خا

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 54

تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا؟

تو دیدی هیچ ماهی را که او شد سیر از این دریا؟

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 64

ببین ذرات روحانی، که شد تابان از این صحرا

ببین این بحر و کشتی‌ها، که بر هم می‌زنند اینجا

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 65

از آن مایی ای مولا اگر امروز اگر فردا

شب و روزم ز تو روشن زهی رعنا زهی زیبا

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 67

چه باشد گر نگارینم بگیرد دست من فردا

ز روزن سر درآویزد چو قرص ماه خوش سیما

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 69

مکن در جسم و جان منزل، که این دونست و آن والا

قدم زین هر دو بیرون نه نه آنجا باش و نه اینجا

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 7 - در مقام اهل توحید

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور