صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 64

غزل شمارهٔ 64

شاعر: رومی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
Toggle stanza 1
11
تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا؟
تو دیدی هیچ ماهی را که او شد سیر از این دریا؟

Have you ever seen any lover who was satiated with this passion? Have you ever seen any fish that had become satiated with this sea?

22
تو دیدی هیچ نقشی را که از نقاش بگریزد؟
تو دیدی هیچ وامق را که عذرا خواهد از عذرا؟

Have you ever seen any image that was fleeing from the engraver? Have you ever seen any V¯amiq asking pardon of ‘Adhr¯a?

33
بود عاشق فراق اندر چو اسمی خالی از معنی
ولی معنی چو معشوقی فراغت دارد از اسما

In separation, the lover is like a name empty of meaning; but a meaning such as belovedness has no need of names.

44
توی دریا، منم ماهی، چنان دارم که می‌خواهی
بکن رحمت، بکن شاهی، که از تو مانده‌ام تنها

You are the sea, I am a fish—hold me as you desire; show compassion, exercise kingly power—without you, I remain alone.

55
ایا شاهنشه قاهر! چه قحط رحمت‌ست آخر؟
دمی که تو نه‌ای حاضر گرفت آتش چنین بالا

Puissant emperor, what dearth of compassion is this then? The moment you are not present, the fire rages so high.

66
اگر آتش تو را بیند چنان در گوشه بنشیند
کز آتش هر که گل چیند دهد آتش گل رعنا

If the fire beholds you, it withdraws to a corner; for whoever plucks a rose from the fire, the fire bestows a lovely rose.

77
عذاب‌ست این جهان بی تو، مبادا یک زمان بی تو
به جان تو که جان بی تو، شکنجه‌ست و بلا بر ما

Without you, the world is a torment; may it not be without you for a single instant; by your life I implore this, for life without you is a torture and an agony to me.

88
خیالت همچو سلطانی، شد اندر دل خرامانی
چنانک آید سلیمانی، درون مسجد اقصی

Your image like a sultan was parading within my heart, even as a Solomon entering the Temple of Jerusalem;

99
هزاران مشعله بر شد، همه مسجد منور شد
بهشت و حوض کوثر شد، پر از رضوان پر از حورا

Thousands of lanterns sprang into flame, all the temple was illumined; paradise and the Pool of Kauthar thronged with Rid.w¯an and houris.

1010
تعالی الله تعالی الله درون چرخ چندین مه
پر از حورست این خرگه نهان از دیدهٔ اعما

Exalted be God, exalted be God! Within heaven so many moons! This tabernacle is full of houris, only they are hidden from the eyes of the blind.

1111
زهی دلشاد مرغی کو مقامی یافت اندر عشق
به کوه قاف کی یابد مقام و جای جز عنقا؟

Splendid, happy bird that has found a dwelling in love! How should any but the ‘Anq¯a find place and lodging in Mount Q¯af?

1212
زهی عنقای ربانی، شهنشه شمس تبریزی
که او شمسی‌ست نی شرقی و نی غربی و نی در جا

Splendid, lordly ‘Anq¯a, Emperor Shams-i Tabr¯ız! For he is the Sun neither of the east nor of the west, nor of any place.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چه چیزست آنک عکس او حلاوت داد صورت را

چو آن پنهان شود گویی که دیوی زاد صورت را

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 63

اگلی نظم

ببین ذرات روحانی، که شد تابان از این صحرا

ببین این بحر و کشتی‌ها، که بر هم می‌زنند اینجا

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 65

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مکن در جسم و جان منزل، که این دونست و آن والا

قدم زین هر دو بیرون نه نه آنجا باش و نه اینجا

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 7 - در مقام اهل توحید

اذا ماشئت ان تحیی حیوة حلوة المحیا

به رسوایی برآور سر ز مستوری برون نِهْ پا

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1

از این اقبالگاه خوش مشو یک دم دلا تنها

دمی می نوش باده جان و یک لحظه شکر می‌خا

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 54

ببین ذرات روحانی، که شد تابان از این صحرا

ببین این بحر و کشتی‌ها، که بر هم می‌زنند اینجا

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 65

از آن مایی ای مولا اگر امروز اگر فردا

شب و روزم ز تو روشن زهی رعنا زهی زیبا

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 67

چه باشد گر نگارینم بگیرد دست من فردا

ز روزن سر درآویزد چو قرص ماه خوش سیما

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 69

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00