رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 63غزل شمارهٔ 63شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: ادصورتراصنف: غزلصداکاران: زهرا بهمنی و دیگرآڈیوزهرا بهمنیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوزهرا بهمنیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچه چیزست آنک عکس او حلاوت داد صورت راچو آن پنهان شود گویی که دیوی زاد صورت را2نقل کریںچو بر صورت زند یک دم ز عشق آید جهان برهمچو پنهان شد درآید غم نبینی شاد صورت را3نقل کریںاگر آن خود همین جانست چرا بعضی گران جانستبسی جانی که چون آتش دهد بر باد صورت را4نقل کریںوگر عقلست آن پرفن چرا عقلی بود دشمنکه مکر عقل بد در تن کند بنیاد صورت را5نقل کریںچه داند عقل کژخوانش مپرس از وی مرنجانشهمان لطف و همان دانش کند استاد صورت را6نقل کریںزهی لطف و زهی نوری زهی حاضر زهی دوریچنین پیدا و مستوری کند منقاد صورت را7نقل کریںجهانی را کشان کرده بدنهاشان چو جان کردهبرای امتحان کرده ز عشق استاد صورت را8نقل کریںچو با تبریز گردیدم ز شمس الدین بپرسیدماز آن سری کز او دیدم همه ایجاد صورت را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان رااز آن پیغامبر خوبان پیام آورد مستان رارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 62اگلی نظمتو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا؟تو دیدی هیچ ماهی را که او شد سیر از این دریا؟رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 64آڈیوصداکار منتخب کریںزهرا بهمنینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان رااز آن پیغامبر خوبان پیام آورد مستان رارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 62
اگلی نظمتو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا؟تو دیدی هیچ ماهی را که او شد سیر از این دریا؟رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 64