صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 335

غزل شمارهٔ 335

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: رش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

گر جهان کشته بیداد شود برگذرش

از تکبر به سوی خلق نیفتد نظرش

2

به قفا رو نکند بهر تسلای دلی

گرچه یک شهر به فریاد رود بر اثرش

3

هرکه را فتنه او برد به یک بار ببرد

هیچ کس باز نیابد که بگوید خبرش

4

به سر و مال اسیرانش امان می خواهند

کس نگوید که مروت نبود این قدرش

5

بس که از جنگ و پشیمانی او می ترسند

مفت گویان نفروشند نصیحت به زرش

6

لؤلوی دیده مردم به خزف نشمارد

لیک خواهد که بریزند به دامن گهرش

7

هرکه را شهرت سودای زلیخا باشد

ماه گل پیرهن آرند همه از سفرش

8

مژده کام به ما داد دهانش ز اول

کس چه داند که همه هیچ بود چون کمرش

9

بخت ما را که مه چارده در ابر بود

نکند جز به غلط ناله خروس سحرش

10

آن هما کز نظر همت ما برمی خاست

بود با نام تو آموخته کندیم پرش

11

وان تذروی که دم از فرط محبت می زد

بود از سرو تو آویخته دادیم سرش

12

هرچه نیکوست نو و کهنه «نظیری » نیکوست

خشک سازیم رطب چون نفروشیم ترش

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ساقی بیار جام می خوشگوار پیش

تا بعد ازین چه آوردم روزگار پیش

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 334

اگلی نظم

آن که غایب از نظر گردید درمی‌یابمش

هرگه از خود بی‌خبر گردم خبر می‌یابمش

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 336

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آن سفر کرده که جان رفت مرا بر اثرش

هست ماهی که نیاورد به من کس خبرش

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 481

ذات عشق ازلی را چون می‌آمد گهرش

چون شود پیر تو آن روز جوان‌تر شمرش

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 95 - در مدح قاضی ابوالفتح برکات بن مبارک

شد گلو سوزتر از خط لب همچون شکرش

قیمتی گشت ازین گردیتیمی گهرش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4974

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور