صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید
  4. »شمارهٔ 38 - در صفت بنای خانه ممدوح

شمارهٔ 38 - در صفت بنای خانه ممدوح

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: اه

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
11

بدر ناهید بزم کیوان جاه

خان فیروز جنگ عبدالاه

22

چون ز روی شکوه بنشیند

تنگ سازد به دیده جای نگاه

33

ببر در کوه و شیر در بیشه

شاه بر گاه و ماه در خرگاه

44

کرد عالی بنا که می ساید

در تواضع به چرخ پر کلاه

55

بانی و بارگه ندیده چنین

چشم گردون ز بامداد پگاه

66

غره ماه ها به سلخ رسید

تا ز ایوان او برآمد ماه

77

قرص خورشید در حوالی او

شب تاری نموده از تک چاه

88

از ضمیر مدبران قضا

همچو عینک ز نه سپهر نگاه

99

چشم از چشمخانه برباید

اگر افتد نظر برو ناگاه

1010

از فراخی او امل کوچک

وز بلندی او طلب کوتاه

1111

روح در وی وزد به جای نسیم

عشق از وی دمد به جای گیاه

1212

هرچه عیش اندرو نه، عمر دریغ

هرچه سهو اندرو نه، کار تباه

1313

جز سرا بوستان او نکند

کاروان امید منزلگاه

1414

رفتن راه کعبه حاجت نیست

همه حاجت رواست زین درگاه

1515

گلش از سلسبیل ساخته اند

شسته خاکش به آب عفو گناه

1616

کس به عقبی نظر نمی انداخت

خلد طرحش کشید بردرگاه

1717

روح با آب و گل نمی آمیخت

دهر وصفش فکند در افواه

1818

برنیاید ز موج آب زرش

زورق دیده با هزار شناه

1919

می گدازد ز رشگ شمسه او

شمس گردون چو قرص از درگاه

2020

خضر در جدول کتیبه او

رانده از چشمه حیات میاه

2121

تاب دارد ز حسن تحریرش

بر بیاض جمال جعد سیاه

2222

خسک و خار صحن بستانش

ناف آهو و نیفه روباه

2323

بخت و دولت ستاده بر در او

پیش دربان او شفاعت خواه

2424

گشت از فیض این بهارستان

ملک گجرات پر عیون میاه

2525

آدم از رنج هند می نالید

گفت کو باغ بدر واشوقاه

2626

داد عشرت به ساحتش داده

خان چاکرنواز حاسدکاه

2727

دست صنعت مثال او نکشید

لوح شد نقش و خامه شد کوتاه

2828

هر که بیند شکوه او گوید

وحده لا الاه الا الله

2929

او به گجرات جام می بر کف

ملک جینو ازو مصیبت گاه

3030

او به تدبیر کابل و غزنین

دکن از سهم او به واویلاه

3131

رزمگه پر شود ازو گه کین

یک تن و در جدل هزار سپاه

3232

روز هیجا بعون تمکینش

یک نفر از سپاه او پنجاه

3333

عهد نشاسدش که عنین را

نبود لذتی ز قوت باه

3434

ای همه کس زبون و تو قادر

ای همه خلق پیر و تو برناه

3535

خیز و عز یساق کن که شدست

کار بس صعب و وقت بس بی گاه

3636

ملک تسخیر کن که در راهست

صد ازین عیش و جیش و عشرتگاه

3737

در حضر یاور تو شرع نبی

در سفر رهبر تو عون الاه

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

وادی یثرب کجاست؟ آه ز حرمان او

دامن دل می کشد خار مغیلان او

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 37 - مطلع چهارم در نعت سیدالمرسلین

اگلی نظم

روشن شود ز فر شهنشاه بارگاه

با آفتاب چهره بدل کرده پادشاه

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 39 - این قصیده در تعریف چهره ابوالمنصور جهانگیر پادشاه گفته شده

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

خواجه را بر کتابه خانه

می نوشتند دی که طال بقاه

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 29

از شبستان ببشکم آمد شاه

گشت بشکم ز دلبران چون ماه

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیف»پاره 25

حسود از نعمت حق بخیل است و بندهٔ بی گناه را دشمن می‌دارد.

مردکی خشک مغز را دیدم

سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 71

مردِ بی مروت زن است و عابدِ با طمع رهزن.

ای به ناموس کرده جامه سپید

سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 75

ای چو ماهی نشسته در خرگاه

وز تو خرگاه چون سپهر از ماه

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 161 - تقاضای گوشت و انگور

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور