صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید
  4. »شمارهٔ 39 - این قصیده در تعریف چهره ابوالمنصور جهانگیر پادشاه گفته شده

شمارهٔ 39 - این قصیده در تعریف چهره ابوالمنصور جهانگیر پادشاه گفته شده

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ه

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
11

روشن شود ز فر شهنشاه بارگاه

با آفتاب چهره بدل کرده پادشاه

22

عالم ز تاب چهره خسرو منورست

قرص قمر مجو ازو نور خور مخواه

33

دستار بی کلاه به سر زان نهد ملک

تا کج به عهد او نرود گوشه کلاه

44

گویند خلق مشتری آید ز آسمان

پیچد سحر عمامه زرین به فرق شاه

55

نی نی طلای دست فشار آورد حکیم

خسرو کند ترنج زرش بر فرازگاه

66

سیاره و ثوابت این کارخانه را

دانی ز وقت شام هنر چیست تا پگاه؟

77

خیط الشعاع تاب دهند و به هم تنند

تا صبح تار و پود برندش به کارگاه

88

چون صبح موج آب زرش را نظر کند

دوش و بغل ز شوق گشاید پی شناه

99

بر هر زمین که عطر نسیمش گذر کند

خوش بوی تر ز سنبل و نسرین دمد گیاه

1010

دستار زرنگار شه ز جعد سنبلش

شد رشگ مهچه علم و پرچم سیاه

1111

غمگین به خاطر ار گذراند خیالشان

یابد شمیم عنبر و گل از نسیم آه

1212

بادام فارس و روغن گل های هندبو

دارند بهر همدمی عطرشان نگاه

1313

ظاهر کنم که شبه گل آفتاب نیست

سنجیده کن به طره دستار شه نگاه

1414

می خواست تا گل از سر خود بر سرش زند

از کار ماند پنجه خور در میان راه

1515

وصفش بس این که از دو جهان برفراختست

سر در پناه سایه او شاه دین پناه

1616

بحر سلیم شاه جهانگیر نور دین

اکلیل ملک، فرق دول، سایه اله

1717

آن را که او به سر کله سروری نهد

از بار آسمان نشود قامتش دو تاه

1818

کاود اگر کسی شکن عقد چهره اش

بیش آید از خزینه قارون به مال و جاه

1919

دیدم فراز چیره خسرو مثال او

پنداشتم که دیده احول دو دیده ماه

2020

معلوم شد که چیره مکرر نموده است

تا اهل شرک را به درد آرد ز اشتباه

2121

آویخته ز جبهه احباب عکس خویش

تا جز به سوی او نبود سجده جباه

2222

سرمایه ایالت تسخیر عالمست

آن را که شه به سرنهد این چیره سیاه

2323

بیند اگر به هم شده تحریر مصرعی

امید هست شه ننهد بر کسی گناه

2424

لرزان ز بیم کرده رقم شمس اعظم است

بر حاشیه به آب طلا عبده فداه

2525

خوش آن که محو چیره شاه جهان شود

گردد به گرد سر چو نظیریش هر پگاه

2626

تاکس به روز زهره و پروین ندیده است

بر سقف زرد نرگسه و سبز بارگاه

2727

باشی درین حدیقه رنگین بنای و نوش

پروین ز فرق و سنبل و نسرین به روی گاه

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بدر ناهید بزم کیوان جاه

خان فیروز جنگ عبدالاه

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 38 - در صفت بنای خانه ممدوح

اگلی نظم

کس به مشهد پروانه ام نماید راه

که خون بمسل من نیست زیب این درگاه

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 40 - این قصیده در راه مکه معظمه بعد از غارت سارقان مذیل به مدح نواب محمد عزیز اعظم خان منظوم شده

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

سبحان من تحیر فی ذاته سواه

فهم خرد به کنه کمالش نبرده راه

جامی»دیوان اشعار»سایر اشعار»شمارهٔ 1 - فی توحید الباری عز اسمه

طوبی لبقعه خضعت عندها الجباه

خاکش سران دین و دول راست سجده گاه

جامی»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 16

فصل بهار شد بگشا چشم انتباه

در خط سبزه و ورق لاله کن نگاه

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 414

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور