صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 839

غزل شمارهٔ 839

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: یدهاند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

اهل خرد که از همه عالم بریده‌اند

داند خرد که از چه به کنج آرمیده‌اند

2

دانندگان که وقت جهان خوش بدیده‌اند

خوش وقتشان که گوشه عزلت گزیده‌اند

3

محرم درون پرده مقصود نیستند

جز عاشقان که پرده عصمت دریده‌اند

4

برتر جهان به جاده همت که کاهلند

آن بختیان که سدره و طوبی چریده‌اند

5

در بیضه پر مرغ بروید، برون تر آی

کت پر دهد، کزان به بلندی پریده‌اند

6

جان نیز هست با دگران این گروه را

کز بهر عزم عالم وحدت پریده‌اند

7

نارفته ره، رونده به جایی نمی‌رسد

ناچار رفته‌اند ره، آنگه رسیده‌اند

8

وان جان کنان که در غم مال است جانشان

جان داده‌اند و پاره‌خاکی خریده‌اند

9

خسرو، مگوی بد که درین گنبد از صدا

خلق آنچه گفته‌اند، همان را شنیده‌اند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آن دل که دایمش سر بستان و باغ بود

گویی همیشه سوخته درد و داغ بود

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 838

اگلی نظم

یاران که زخم تیر بلایت چشیده‌اند

با جان پاره از همه عالم رمیده‌اند

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 840

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آنها که رنگ خودسری شمع دیده‌اند

انگشت زینهار ز گردن کشیده‌اند

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1339

امروز ناقصان به کمالی رسید‌ه‌اند

کز خودسری به حرف سلف خط کشیده‌اند

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1340

اینان مگر ز رحمت محض آفریده‌اند؟

کآرام جان و انس دل و نور دیده‌اند

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 225

این آهوان که گردن دعوی کشیده‌اند

خال بیاض گردن او را ندیده‌اند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4147

یاران که زخم تیر بلایت چشیده‌اند

با جان پاره از همه عالم رمیده‌اند

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 840

رندان پاکباز که از خود بریده‌اند

در هرچه هست حسن دلارام دیده‌اند

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 841

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور