صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 838

غزل شمارهٔ 838

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: اغبود

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

آن دل که دایمش سر بستان و باغ بود

گویی همیشه سوخته درد و داغ بود

2

هر خانه دوش داشت چراغی و جان من

می سوخت و به خانه من این چراغ بود

3

من بی خبر فتاده در آن کوی مرده وار

نالیدنم صدایی غلیواژ و زاغ بود

4

روزی نشد که جلوه طاووس بنگرد

این دیده را که روزی زاغ و کلاغ بود

5

دل در چمن شدی و ز بوی تو شد خراب

بلبل که بویها ز گلشن در دماغ بود

6

رفتم به سوی باغ و به یادت گریستم

بر هر گلی، وگرنه کرا یاد باغ بود

7

شب گفت، می رسم، چو بگفتم، به خنده گفت

خسرو برین حدیث منه دل که لاغ بود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یارب که دوش غایب من خانه که بود؟

تشویش این چراغ ز پروانه که بود؟

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 837

اگلی نظم

اهل خرد که از همه عالم بریده‌اند

داند خرد که از چه به کنج آرمیده‌اند

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 839

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور