صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 326

غزل شمارهٔ 326

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: راست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

شب فراق سیاه و مرا سیاه تر است

که شام تا سحرم زلف یار در نظر است

2

چگونه تیره نباشد رخم که شمع مراد

نمی فروزد ازین آتشی که در جگر است

3

مگو که چند شوی بی خبر ز مستی عشق

کسی که مستیش از عشق نیست بی خبر است

4

هر آن بلا که رسد از بدان رسد همه را

ز نیکوانست مرا هر بلا که گرد سر است

5

نفیر و ناله خلق از جفای خار بود

اگر ز بلبل پرسی جفای گل بتر است

6

به تشنگی بیابان عشق شد معلوم

که سایه نشین سلامت نه مرد این سفر است

7

به پای بوس هوس بردنم فضول بود

همین بس است که بالینم آستان در است

8

مگو که گر بکشد عشق مات، عیب مگیر

چه جای عیب که خود عشق را همین هنر است

9

تو مست بودی و خسرو خراب تو سحری

گذشت عمر و هنوزم خمار آن سحر است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چو خشم مست تو در خوابگاه ناز بخفت

بر آستانت مرا سخت حیله ساز بخفت

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 325

اگلی نظم

هنوز آن رخ چون ماه پیش چشم من است

شکنج جانم ازان زلف در هم و شکن است

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 327

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

جوانی را به دزدی گرفتند. خلیفه حکم کرد که دستش ببرند تا از مال مسلمانان کوتاه شود. جوان بنالید و گفت: ای خلیفه،

مرا به دست چپ و راست چون خدا آراست

جامی»بهارستان»روضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان)»بخش 15

اگر ز سهم حوادث مصیبتی رسدت

درین نشیمن حرمان که موطن خطر است

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 17

به راه راست توانی رسید در مقصود

تو راست باش که هر دولتی که هست تو راست

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 16

مرا ز دیدهٔ بینا شکایت دگر است

که چون بجلوه در آئی حجاب من نظر است

علامہ اقبال»پیام مشرق»می باقی»غزل شمارهٔ 4

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور