صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 327

غزل شمارهٔ 327

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ناست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

هنوز آن رخ چون ماه پیش چشم من است

شکنج جانم ازان زلف در هم و شکن است

2

چه سود پختن سودا چو شمع جانم سوخت

ز آتشی که مرا در درونه شعله زن است

3

شبم که تا به قیامت امید صبحش نیست

نه این شب است که بخت سیاه روز من است

4

به طعن و سرزنش، ای پندگو، چه ترسانی

سر مرا که قدمگاه سنگ مرد و زن است

5

هزار نامه اسلام پاره کرد خطیب

که باز نامه کفر هزار برهمن است

6

مگو که بر لب تو لب نهاده ام در خواب

مرا که جان به لب آمد چه جای این سخن است

7

نه آنچنانست که جایت نگه تواند داشت

لطافتی که به بالای سرو و نارون است

8

چه خوانیم سوی گلزار ترک خسرو گیر

کجا اسیر رخت را سر گل و سمن است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شب فراق سیاه و مرا سیاه تر است

که شام تا سحرم زلف یار در نظر است

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 326

اگلی نظم

کسی که عشق نبازد نه آدمی سنگ است

بلای عشق کشد هر که آدمی رنگ است

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 328

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

نهفته سیم به زیر قبا که این بدن است

گرفته برگ سمن را به بر که پیرهن است

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 142

بلند نام نگردد کسی که در وطن است

ز نقش ساده بود تا عقیق در یمن است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1723

سیاه روی عقیق از جدایی یمن است

کبود چهره یوسف ز دوری وطن است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1724

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور