شاعر: جامی
اگر ز سهم حوادث مصیبتی رسدت
درین نشیمن حرمان که موطن خطر است
مکن به دست جزع خرقه صبوری چاک
که فوت اجر مصیبت مصیبتی دگر است
زمین
شب فراق سیاه و مرا سیاه تر است
که شام تا سحرم زلف یار در نظر است
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 326
به راه راست توانی رسید در مقصود
تو راست باش که هر دولتی که هست تو راست
سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 16
مرا ز دیدهٔ بینا شکایت دگر است
که چون بجلوه در آئی حجاب من نظر است
علامہ اقبالپیام مشرقمی باقیغزل شمارهٔ 4
جوانی را به دزدی گرفتند. خلیفه حکم کرد که دستش ببرند تا از مال مسلمانان کوتاه شود. جوان بنالید و گفت: ای خلیفه،
مرا به دست چپ و راست چون خدا آراست
جامیبهارستانروضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان)بخش 15
فارسی متن کا ماخذ: گنجور