صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 852

غزل شمارهٔ 852

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

خوبان گمان مبر که ز اولاد آدمند

جانند یا فرشته و یا روح اعظمند

2

زان انگبین چه ناله کنی، زانکه دائما

مرغان عرش بر مگس از شهد بر مکند

3

خوانید روح وامق و مجنون وویس را

کایشان درون پرده این راز محرمند

4

ای سلسبیل راحت و ای چشمه حیات

بر تشنگان سوخته لطفی که در همند!

5

زاغان نمی زنند به کویت که می خورند

مشتاق را که سوخته آتش غمند

6

هر شب منم ز نقش خیال تو در گریز

چون بوم و شپرک که ز خورشید می رمند

7

خسرو که زنده نیست، نصیحت چه می کنند؟

باد مسیح بر سگ مرده چه می دمند؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ما را شکنج زلف تو در پیچ و تاب برد

آرام و صبر از دل و از دیده خواب برد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 851

اگلی نظم

ای همرهان که آگه از آن رفته منید

گمره شدم، برید و بر آن راهم افگنید

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 853

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

می گفت دی خطیب که خواهم نشان شاه

تا اسب من ز ایلچیان کم کشد گزند

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 49

ما خسته خاطریم و دل افگار و دردمند

زان یار جنگجوی و نگار جفاپسند

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 261

ای پستهٔ تو خنده زده بر حدیثِ قند

مشتاقم از برای خدا یک شِکَر بخند

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 180

این ابلهان که بی‌‌سببی دشمن منند

بس بُلفضول و یافه‌درای و زَنَخ زنند

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 46 - در مذمت دشمنان و جاهلان

از آفتاب چاشنی صبح شد بلند

عمر دوباره یافت ز راه گداز قند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4154

وقت است نوبهار در عیش وا کند

باغ از شکوفه خنده دندان نما کند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4173

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور