صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »فاتحة الشباب
  4. »غزلیات
  5. »غزل شمارهٔ 261

غزل شمارهٔ 261

شاعر: جامی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ما خسته خاطریم و دل افگار و دردمند

زان یار جنگجوی و نگار جفاپسند

2

ای ناچشیده چاشنی درد بیدلان

از حال ما بترس و بر احوال ما مخند

3

می کرد جا به خاطر ما پند پیش ازین

اکنون که بند عشق قوی شد چه جای پند

4

ما را میان اهل وفا عشق برکشید

هر جا که می رویم به عشقیم سربلند

5

بستم به خاکبوس درش رشته امید

بر کاخ عرش می فکند همتم کمند

6

بس نازک است خاطر رندان درد نوش

ای زاهد فسرده دل ابرام تا به چند

7

جامی ز نقشها سوی بی نقش راه برد

خود را به نقش بست بر آن شاه نقشبند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای بی لب توام به دهان قند ناب تلخ

در کام جام بی لب لعلت شراب تلخ

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 260

اگلی نظم

شد به نقش هستی خود بند شیخ خودپسند

ماند محروم از تماشای جمال نقشبند

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 262

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

خوبان گمان مبر که ز اولاد آدمند

جانند یا فرشته و یا روح اعظمند

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 852

ای پستهٔ تو خنده زده بر حدیثِ قند

مشتاقم از برای خدا یک شِکَر بخند

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 180

این ابلهان که بی‌‌سببی دشمن منند

بس بُلفضول و یافه‌درای و زَنَخ زنند

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 46 - در مذمت دشمنان و جاهلان

از آفتاب چاشنی صبح شد بلند

عمر دوباره یافت ز راه گداز قند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4154

وقت است نوبهار در عیش وا کند

باغ از شکوفه خنده دندان نما کند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4173

می گفت دی خطیب که خواهم نشان شاه

تا اسب من ز ایلچیان کم کشد گزند

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 49

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور