صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 721

غزل شمارهٔ 721

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اننشود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

صداکار: زهرا بهمنی
Toggle stanza 1
11
گر سر زلف تو از باد پریشان نشود
خلق بیچاره چنین بیدل و حیران نشود
22
وه ازان روی مرا جان به لب آمد،یارب
که گرفتار به دل هیچ مسلمانان نشود
33
ای مسلمانان، آن موی ببندید آخر
چه کند، این دل مسکین که پریشان نشود؟
44
من گناه دل دیوانه خود می دانم
عشقبازست و همه عمر به سامان نشود
55
یارب، از رنج دل ماش نگیری، هر چند
که جفاها کند و هیچ پشیمان نشود
66
مردمان در من و بیهوشی من حیرانند
من در آن کس که ترا بیند و حیران نشود
77
هم به حق نمک خود که نگهدار دلم
گر چه کس بر جگر سوخته مهمان نشود
88
اندرین قحط وفا گر چه که طوفان آرم
هرگز این نرخ در ایام تو ارزان نشود
99
لذت عشق ندانند اسیران مراد
که مگس قند بجوید، به نمکدان نشود
1010
خسرو آهوی رمیده ست ز خوبان که برو
گر دل شیر نهی، بیش پریشان نشود
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مست من بی خبر از بزم چو در خانه شود

جان به همراهی آن نرگس مستانه شود

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 720

اگلی نظم

عاشقی را که غم دوست به از جان نبود

عاشق جان بود او، عاشق جانان نبود

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 722

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

گر چه بر واعظِ شهر این سخن آسان نشود

تا ریا وَرزَد و سالوس مسلمان نشود

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 227

سوز و شوقِ مَلَکی بر دلت آسان نشود

تا بد و نیک جهان پیش تو یکسان نشود

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 59 - از راه پر مخافت عشق گوید

ای خدایی که رهیت افسر دو جهان نشود

تا بر حسب تو فرش قدمش جان نشود

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 60 - در مدح ناصح الملک کمال‌الدین شیخ الحرمین خطیب نوآبادی

تا بد و نیک جهان پیش تو یکسان نشود

کفر در دیدهٔ انصاف تو پنهان نشود

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 61 - نه هر که به طور رود موسی عمران شود

عشق را پرده ناموس نگهبان نشود

بادبان پرده مستوری طوفان نشود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3606

سر آشفته ز دستار بسامان نشود

جمع گردیدن کف لنگر طوفان نشود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3607

وعظ من گرد فشانندهٔ عصیان نشود

آستین عسل آلودهٔ مگس ران نشود

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 360

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00