صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 321

غزل شمارهٔ 321

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ایمناست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ز خون دل که به رخسار ماجرای من است

بخوان به لطف که دیباچه وفای من است

2

نفس رسیده به آخر، هوس نماند جز این

که بشنوم ز تو کاین مردان از برای من است

3

به جای دعای غمت می کنم که دیر زیاد

کزو فزایش این درد بی دوای من است

4

درون جان تویی از بهر آنش دارم دوست

وگرنه جان مرا بی تو یک بلای من است

5

فضول بین تو که جایی همی نهم خود را

که زیر پای سگ کوی دوست جای من است

6

چه حد دعوی نیلوفر آنکه لاف غرور

زند که چشمه خورشید آشنای من است

7

بسوختم ز دل و هم به پیش دل گفتم

که روز این دل بد روز من بلای من است

8

کجا روم که مرا کرد بوی او گمراه

که هر سپیده دم آن بوی آشنای من است

9

بنال پیش درش، خسروا، که آن سلطان

شناخته ست که این ناله گدای من است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ز بس که گوش جهانی پر از فغان من است

به شهر بر سر هر کوی داستان من است

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 320

اگلی نظم

رخت ولایت چشم پر آب را بگرفت

غمت درونه جان خراب را بگرفت

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 322

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

منم که تاج سر چرخ خاک پای من است

چو ذره رقص کنان مهر در هوای من است

جامی»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 8

جفای تو که بسی خوشتر از وفای من است

همه عنایت و لطف است چون به جای من است

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 161

منم که معنی بیگانه آشنای من است

نهال خامه من باغ دلگشای من است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1734

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور