صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 951

غزل شمارهٔ 951

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

فسرده را سخن از عاشقی نباید راند

که گرد عافیت از آستین جان نفشاند

2

به سوز عشق دلم پیش ازین هوس بردی

کنون که شعله برآمد نمی توانش نشاند

3

بیار،ساقی، جام و بساز، مطرب، چنگ

که در من آنکه نشان صلاح بود نماند

4

ز گریه می نتوانم نوشت نامه به دوست

وگر جواب رسد نیز می نیارم خواند

5

شبی که دست در آغوش کرد خسرو را

چرا به گردن او تیغ آبدار بماند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

جوان و پیر که در بند مال و فرزندند

نه عاقلند که طفلان ناخردمند

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 950

اگلی نظم

چو کارهای جهان است جمله بی بنیاد

حکیم در وی ننهاد کارها بنیاد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 952

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

جولاهی در خانه دانشمندی ودیعتی نهاد، چون یکچند برآمد به آن محتاج شد، پیش وی رفت، دید که بر در سرای خود بر مسند تدریس نشسته و جمعی از شاگردان پیش وی صف بسته.

گفت: ای استاد به آن ودیعت احتیاج دارم گفت: ساعتی بنشین تا از درس فارغ شوم چون جولاه بنشست، مدت درس او دیر کشید و وی مستعجل بود و عادت آن دانشمند آن بود که در وقت درس گفتن سر خود می جنبانید جولاه را تصور آن شد که درس گفتن همان سر جنبانیدن است.

جامی»بهارستان»روضهٔ ششم (در مطایبه)»بخش 9

کسی که روی تو دیده‌ست حال من داند

که هر که دل به تو پرداخت صبر نتواند

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 219

اگر نسیم صبا زلف او برافشاند

هزار جان مقید ز بند برهاند

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 933

اگر ز پیش برانی مرا که بر خواند

وگر مراد نبخشی که از تو بستاند؟

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 935

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور