صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 105

غزل شمارهٔ 105

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ابرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

بگشاد صبح عید ز رخ چون نقاب را

بنمود ساقی آن رخ چون آفتاب را

2

اینک رسید وقت که مردان آب کار

گردان کنند هر طرفی کار آب را

3

ساقی، ازان دو چشم که در بند خفتن است

صد چشم بندی است که آموخت خواب را

4

عید مبارک آمد و از بهر دوستان

ساقی نکرد شیشه پر و زد گلاب را

5

مطرب به پرده ای که تو داری بگو به چنگ

کای پیر کوژپشت چه کردی شراب را؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

اشکم برون می افگند راز از درون پرده را

آری، شکایتها بود، از خانه بیرون کرده را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 104

اگلی نظم

شبی دیدم چو مه بر بام او را

صراحی پیش و بر کف جام او را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 106

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

حسنی است بر رخش رقم مشک ناب را

نظاره کن غبار خط آفتاب را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 58

فال حباب زن‌، بشمر موج آب را

چشمی به صفر گیر و نظر کن حساب را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 59

گر ماهِ من برافکنَد از رخ نقاب را

برقع فروهلد به جمال آفتاب را

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزلِ شمارهٔ 9

می می کند خیال تنک ظرف آب را

ویرانه سیل می شمرد ماهتاب را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 679

روی تو غنچه ساخت گل آفتاب را

در هم شکست کوکبه ماهتاب را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 680

هر کس نکرده در گرو می کتاب را

نگرفته است از گل کاغذ گلاب را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 681

می سوزد آرزو دل پراضطراب را

بر سیخ می کشد رگ خامی کباب را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 682

سوزد ز بس که تاب جمالش نقاب را

دانم که در میان نپسندد حجاب را

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2

دیوانه می کنی دل و جانِ خراب را

مشکن به ناز، سلسلهٔ مشک ناب را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 74

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور