صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. غالب دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2

غزل شمارهٔ 2

شاعر: غالب دهلوی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ابرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

سوزد ز بس که تاب جمالش نقاب را

دانم که در میان نپسندد حجاب را

2

پیراهن از کتان و دمادم ز سادگی

نفرین کند به پرده دری ماهتاب را

3

تا خود شبی به همدمی ما به سر برد

در چشم بخت غیر رها کرد خواب را

4

نارفته، دم ز وعده باز آمدن زند

تا در وصال یاد دهد اضطراب را

5

در دل خزد لابه و از جان بدر کشد

دیرینه شکوه ستم بی حساب را

6

جرأت نگر که هرزه به پیش آمد سؤال

گیرم به بوسه زان لب نازک جواب را

7

نازم فروغ باده ز عکس جمال دوست

گویی فشرده اند به جام آفتاب را

8

سوزد ز گرمیش می و او همچون به لهو

ریزد ز آبگینه به ساغر شراب را

9

آبش دهم به باده و او هر دم از تمیز

نوشد می و ز جام فرو ریزد آب را

10

آسوده باد خاطر غالب که خوی اوست

آمیختن به باده صافی گلاب را

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نمی‌بینیم در عالم نشاطی کاسمان ما را

چو نور از چشم نابینا ز ساغر رفت صهبا را

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1

اگلی نظم

ای گل از نقش کف پای تو دامان ترا

گل فشان کرده قبا سرو خرامان ترا

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بگشاد صبح عید ز رخ چون نقاب را

بنمود ساقی آن رخ چون آفتاب را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 105

دیوانه می کنی دل و جانِ خراب را

مشکن به ناز، سلسلهٔ مشک ناب را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 74

حسنی است بر رخش رقم مشک ناب را

نظاره کن غبار خط آفتاب را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 58

فال حباب زن‌، بشمر موج آب را

چشمی به صفر گیر و نظر کن حساب را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 59

گر ماهِ من برافکنَد از رخ نقاب را

برقع فروهلد به جمال آفتاب را

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزلِ شمارهٔ 9

می می کند خیال تنک ظرف آب را

ویرانه سیل می شمرد ماهتاب را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 679

روی تو غنچه ساخت گل آفتاب را

در هم شکست کوکبه ماهتاب را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 680

هر کس نکرده در گرو می کتاب را

نگرفته است از گل کاغذ گلاب را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 681

می سوزد آرزو دل پراضطراب را

بر سیخ می کشد رگ خامی کباب را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 682

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور