ای شهره در زمانه به شیرین شمایلی
تعویذ بند حسن تو چرخ حمایلی
حاجت به قبله دگرم نیست در نماز
هرجا که می روم تو مرا در مقابلی
با استقامتی که قدت راست متصل
چون ابروان به کشتن عشاق مایلی
خوبان چو ماه از تو کنند اقتباس نور
بی عار اقتباس تو خورشید کاملی
ای آشنا چه آگهی از حال ما تو را
ما غرق و تو نظاره کنان گرد ساحلی
رندی و عاشقی همه زنج است و محنت است
خوش وقت پارسایی و از عشق غافلی
جامی ز زخم تیغ تو می داد جان و بود
ورد زبان او رحم الله قاتلی
زمین
رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی
آمد به گوش ناگهم آواز بلبلی
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 465
هر روز باد میبرد از بوستان گلی
مجروح میکند دل مسکین بلبلی
سعدیمواعظغزلیاتغزل شمارهٔ 60
دنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلی
زنهار بد مکن که نکردست عاقلی
سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 59 - در ستایش امیر انکیانو
خواندم حکایتی ز کتابی که جمع کرد
اندر حکایت خلفا زید باهلی
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 192
صائب ز طول بیش بود عرض راه تو
از مستی این چنین که به هر سوی مایلی
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6926
می زد صفیر شوق خزان دیده بلبلی
می رفت در حقیقت حالش تاملی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 951
فارسی متن کا ماخذ: گنجور