صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »خاتمة الحیات
  4. »غزلیات
  5. »غزل شمارهٔ 290

غزل شمارهٔ 290

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 13

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

می زند راه دلم شکل سهی بالایی

که نمی بینمش از سروقدان همتایی

2

همچو گل ظاهرش از صفحه عارض لطفی

همچو مه لایحش از لوح جبین سیمایی

3

در صف تنگ قبایان و تنک پیرهنان

دیده حاسد ازو دور عجب رعنایی

4

همه پروانه شمع رخ اویند ولی

نیست از نخوت خوبی به کسش پروایی

5

خلوت من شود از پرتو رویش روشن

گر مددگار شود همت روشن رایی

6

زآستانش به سفر پای من از جا نرود

نیست در شهر چو من عاشق پابرجایی

7

جامی از مس وجود تو چه حاصل چو بر آن

کیمیایی نکند تربیت دانایی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شنیده ام که ز من یاد می کنی گاهی

خوش آن گدا که گهی یاد او کند شاهی

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 289

اگلی نظم

داغ جفا که برکسان زآتش کین خود نهی

کاش به جان عاشق بی دل و دین خود نهی

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 291

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آن نه روییست که ماهی ست بدان زیبایی

وان نه بالاست، بلاییست بدان رعنایی

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1854

نشدت دل که به این دل شده مهمان آیی

کعبه دل شوی و در حرم جان آیی

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1989

شور گمگشتگی‌ام زد به در رسوایی

حیف همت‌ که شود منفعل عنقایی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2809

خوشتر از کوی خرابات نباشد جایی

که به پیرانه سرم دست دهد ماوایی

حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 43

دَر هَمِه دِیْرِ مُغان نیست چو مَن، شِیْدایی

خِرْقِه، جایی گِرُوِ بادِه و دَفْتَر، جایی

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 490

بده ای کف تو را قاعده لطف افزایی

کف دریا چه کند خواجه به جز دریایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2887

سخن تلخ مگو ای لب تو حلوایی

سر فروکن به کرم ای که بر این بالایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2890

تو پری‌زاده ندانم ز کجا می‌آیی

کآدمیزاده نباشد به چنین زیبایی

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 503

عیش فرش است در آن محفل روح افزایی

که فتد شیشه می جایی و ساقی جایی

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6843

باش در ذکر خدا دایم اگر جویایی

کاین براقی است که تا عرش ناستد جایی

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6844

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور