صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »واسطة العقد
  4. »غزلیات
  5. »غزل شمارهٔ 455

غزل شمارهٔ 455

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: سی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

خرم آن کس که برد پی به ره هیچ کسی

تا درین ره ننهی پای به جایی نرسی

2

هرچه جز شستن دست هوس از حاصل خویش

باشد اینجا همه بی حاصلی و بوالهوسی

3

تا بری عهد به سر نسبت از آدم بگسل

عهد الله الی آدم عهدا فنسی

4

کم زن از وصل ریاحین نفس ای مرغ قفس

که تماشاگر بستان ز شکاف قفسی

5

گرچه از محمل لیلی نرسد بانگ درای

شادم از قافله او به مقام جرسی

6

آید از نور رخت زمزمه نارکلیم

یعلم الله که تو از شعله آن مقتبسی

7

نیست جز حکم تو در کشور ما حکم دگر

شغل تو روز بود شحنگی و شب عسسی

8

تا لب جام شد آلوده ز شهد لب تو

می زند مرغ دلم پر به هوای مگسی

9

زنده شد جامی از انفاس خوشت جان سخن

شاید ار نام برآری به مسیحا نفسی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چند باشم چشم بر در، گوش بر آواز پای

روزی از راه ترحم بر من بیدل درآی

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 454

اگلی نظم

همی‌دهد خبر از گل نسیم صبحدمی

ز گشت باغ میاسا به عذر بی‌درمی

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 456

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

من ترا دارم و جز لطف توام نیست کسی

در جهانم نبود غیر تو فریاد رسی

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1943

در سر افتاده ز عشق توام، ای جان، هوسی

با سگ کوی تو گفتم که برآرم نفسی

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1944

عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی

ای پسر جام مِی‌ام ده که به پیری برسی

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 455

به شکرخنده اگر می‌ببرد دل ز کسی

می‌دهد در عوضش جان خوشی بوالهوسی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2864

به شکرخنده اگر می‌ببرد جان ز کسی

می‌دهد جان خوشی پرطربی پرهوسی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2888

گر درون‌سوخته‌ای با تو برآرد نفسی

چه تفاوت کند اندر شکرستان مگسی؟

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 580

نیست پروای بهارم، من و کنج قفسی

که برآرم به فراغت ز ته دل نفسی

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6817

از کرم در من بیچاره نظر کن نفسی

که ندارم به جز از لطف تو فریادرسی

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 263

خلوتی خواهم و سودای سر زلف کسی

دم گرمی که چراغی بفروزد ز خسی

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 547

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور