صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عراقی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 263

غزل شمارهٔ 263

شاعر: عراقی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: سی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

از کرم در من بیچاره نظر کن نفسی

که ندارم به جز از لطف تو فریادرسی

2

روی بنمای، که تا پیش رخت جان بدهم

چه زیان دارد اگر سود کند از تو کسی؟

3

در سرم نیست به جز دیدن تو سودایی

در دلم نیست، به جز پیش تو مردن هوسی

4

پیش از آن کز تو مرا جان به لب آید ناگاه

نظری کن تو، مرا عمر نمانده است بسی

5

تو خود انصاف بده، بلبل جان مشتاق

بی‌گلستان رخت چند تپد در قفسی؟

6

آتش هجر تو پنهان جگرم می‌سوزد

لیکن از بیم نیارم که برآرم نفسی

7

مکن از خاک سر کوی عراقی را دور

باش، گو: کم نشود قیمت گوهر ز خسی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چو برقع از رخ زیبای خود براندازی

بگو نظارگیان را صلای جانبازی

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 262

اگلی نظم

نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشی

دلم بی‌تو به جان آمد، بیا، تا جان من باشی

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 264

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

من ترا دارم و جز لطف توام نیست کسی

در جهانم نبود غیر تو فریاد رسی

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1943

در سر افتاده ز عشق توام، ای جان، هوسی

با سگ کوی تو گفتم که برآرم نفسی

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1944

خرم آن کس که برد پی به ره هیچ کسی

تا درین ره ننهی پای به جایی نرسی

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 455

عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی

ای پسر جام مِی‌ام ده که به پیری برسی

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 455

به شکرخنده اگر می‌ببرد دل ز کسی

می‌دهد در عوضش جان خوشی بوالهوسی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2864

به شکرخنده اگر می‌ببرد جان ز کسی

می‌دهد جان خوشی پرطربی پرهوسی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2888

گر درون‌سوخته‌ای با تو برآرد نفسی

چه تفاوت کند اندر شکرستان مگسی؟

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 580

نیست پروای بهارم، من و کنج قفسی

که برآرم به فراغت ز ته دل نفسی

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6817

خلوتی خواهم و سودای سر زلف کسی

دم گرمی که چراغی بفروزد ز خسی

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 547

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور