جانا چو شبی با تو به روز آوردم
گر بی تو دمی برآورم نامردم
از مرگ نترسم پس از این کآب حیات
از چشمهٔ نوش لب لعلت خوردم
زمین
از جوی خوشاب دوست آبی خوردم
خوش کردم و خوش خوردم و خوش آوردم
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1126
از روی عتاب اگر چه گویی سردم
در صف بلا گرچه دهی ناوردم
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 259
بسیار ز عاشقیت غمها خوردم
در هجر بسی شب که به روز آوردم
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 260
در هر سخنی که سر بدان آوردم
تا سر ننهم دران سخن سرکردم
عطارمختارنامهباب پنجاهم: در ختم كتابشمارهٔ 34
فارسی متن کا ماخذ: گنجور