صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. حافظ
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 216

غزل شمارهٔ 216

شاعر: حافظ

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ریبود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11
آن یار کز او خانهٔ ما جایِ پَری بود
سر تا قدمش چون پَری از عیب بَری بود
22
دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش
بیچاره ندانست که یارش سفری بود
33
تنها نه ز رازِ دلِ من پرده برافتاد
تا بود فلک، شیوهٔ او پرده‌دری بود
44
منظورِ خردمندِ من آن ماه که او را
با حُسنِ ادب شیوهٔ صاحب‌نظری بود
55
از چنگِ مَنَش اختر بَدمِهر به در برد
آری چه کنم؟ دولتِ دورِ قمری بود
66
عُذری بِنِه ای دل، که تو درویشی و او را
در مملکتِ حُسن سَرِ تاجْوَری بود
77
اوقاتِ خوش آن بود که با دوست به سر رفت
باقی همه بی‌حاصلی و بی‌خبری بود
88
خوش بود لبِ آب و گل و سبزه و نسرین
افسوس که آن گنجِ روان رهگذری بود
99
خود را بکش ای بلبل از این رشک که گُل را
با بادِ صبا وقتِ سحر جلوه‌گری بود
1010
هر گنجِ سعادت که خدا داد به حافظ
از یُمنِ دعایِ شب و وِردِ سَحَری بود
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

به کویِ میکده یا رب سحر چه مشغله بود؟

که جوشِ شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 215

اگلی نظم

مسلمانان مرا وقتی دلی بود

که با وی گفتمی گر مشکلی بود

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 217

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آنروز که پیدایی ما را اثری بود

در آینهٔ ذره غبار نظری بود

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1513

با ما نه نم اشکی ونی چشم تری بود

لبریز خیال توگداز جگری بود

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1514

یا رب شب دوشین چه مبارک سحری بود

کاو را به سر کُشتهٔ هجران گذری بود

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 261

تامنزل من بادیه بیخبری بود

هر موج سرابم به نظر بال پری بود

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4421

تا بود سراسیمه دلم در به دری بود

اندیشهٔ دل جامگی و دل سفری بود

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 208

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00