صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عراقی
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 11 - ایضاله

قصیدهٔ شمارهٔ 11 - ایضاله

شاعر: عراقی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: ار

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 27

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
11

طاب روح النسیم بالاسحار

این دورالندیم بالادوار؟

22

در خماریم کو لب ساقی؟

نیم مستیم کو کرشمهٔ یار؟

33

طره‌ای کو؟ که دل درو بندیم

چهره‌ای کو؟ که جان کنیم نثار

44

غمزهٔ یار مست و ما مخمور

لعل او تابدار و ما هشیار

55

خیز، کز لعل یار نوشین لب

به کف آریم جام نوش گوار

66

که جزین باده بار نرهاند

نیم مستان عشق را ز خمار

77

در سر زلف یار دل بندیم

که به روز آید آخر این شب تار

88

زیر هر تار مو نظاره کنیم

صد هزار آفتاب خوش دیدار

99

از رخش کافتاب، ذرهٔ اوست

بر فروزیم ذره‌وار عذار

1010

تا همه نور آفتاب بود

نبود بیش ذره را آثار

1111

در چنین حال شاهد توحید

ننماید به عاشقان دیدار

1212

به حقیقت یقین کنند که نیست

جز یکی در جهان جان دیار

1313

نور وحدت چو آشکار شود

متواری شود جهان ناچار

1414

در جهان ذره در فضای قدم

نور او آفتاب ذره شکار

1515

ای دریغا! که پرتوی بودی

زانچه روشن شدی ازین گفتار

1616

تا در آیینهٔ معاینه‌ام

تافتی عکس نور این اسرار

1717

چون مرا زین بهار بویی نیست

چه کنم وصف بوستان بهار؟

1818

چشم خفاش را چه از خورشید؟

مرغ محبوس را چه از اشجار؟

1919

چون که همرنگ آفتاب شویم

شاید آن لحظه گر کنیم قرار

2020

کاشکار و نهان او ماییم

لیس فی‌الدار غیره دیار

2121

ور نشد زین بیان تو را روشن

جام گیتی‌نمای را به کف آر

2222

کاش بودی به جای دم قدمی

یا ظهوری به جای این اظهار

2323

یا در اول نهان شدی آخر

یا در انوار طی شدی اطوار

2424

تا عراقی جان رسیده به لب

باز رستی ز دست خود یک بار

2525

گر ببودم نبود پیوستی

کردمی آن نفس به جان اقرار

2626

تا ببینی درو که جمله یکی است

خواه یکصد شمار و خواه هزار

2727

هر پراکنده‌ای که جمع شود

بر زبانش چنین رود گفتار

2828

اگر عراقی زبان فرو بستی

آشکارا نگشتی این اسرار

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

فرستاد دریای فضل و هنر

بدین خشک لب بحری از شعر تر

عراقی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 10 - ایضاله

اگلی نظم

راه باریک است و شب تاریک و مرکب لنگ و پیر

ای سعادت رخ نمای و ای عنایت دست گیر

عراقی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 12 - در نعت رسول اکرم (ص)

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چیست هستی به آن‌همه آزار؟

گل چشمی و ناز صد مژه خار

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1666

خاک ما نامه‌ها به جانب یار

می‌نویسد ولی به خط غبار

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1667

در هوس‌گاه عالم بیکار

اگرت ناخنیست، سر می‌خار

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1668

خواجه عبدالخالق غجدوانی را - قدس سره - روزی درویشی پیش او گفت: اگر خدای تعالی مرا مخیر گرداند میان بهشت و دوزخ من دوزخ را انتخاب کنم زیراکه بهشت مراد نفس است و دوزخ مراد خدای تعالی خواجه او را رد کردند و فرمودند که بنده را به اختیار چه کار؟ هر جا گوید رو رویم و هرجا گوید باش باشیم.

کار بی اختیار خواجه مکن

جامی»بهارستان»روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)»بخش 33

از عبدالله بن جعفر - رضی الله عنه - آورده اند که روزی عزیمت سفری کرده بود، در نخلستان قومی فرود آمد که غلامی سیاه نگاهبان آن بود، دید که سه قرص نان به جهت قوت وی آوردند سگی آنجا حاضر شد.

آن غلام یک قرص را پیش وی انداخت، بخورد پس دیگری را بینداخت، آن را هم بخورد و پس دیگری را بینداخت، آن را هم بخورد عبدالله رضی الله عنه از وی پرسید که هر روز قوت تو چیست؟ گفت: آنچه دیدی.

جامی»بهارستان»روضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان)»بخش 6

چیست آن شاهد سفید عذار

رو برهنه روان به هر بازار

جامی»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 15

عقد دینارها که از کف جود

کرد شاه جهان پناه نثار

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 27

شمت برقا یلوح للاسرار

کاد یمحو بریقه الانوار

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 244

بر رُخَش زلف عاشق است چو من

لاجرم همچو منش نیست قرار

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 54 - بر رخش «زلف» عاشق است چو من

دور ماند از سرای خویش و تبار

نسری ساخت بر سر کهسار

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیف»پاره 8

مزید تلاش کریں
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور