صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عراقی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 227

غزل شمارهٔ 227

شاعر: عراقی

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

قافیہ: ایتو

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ای دل و جان عاشقان شیفتهٔ لقای تو

سرمهٔ چشم خسروان خاک در سرای تو

2

مرهم جان خستگان لعل حیات بخش تو

دام دل شکستگان طرهٔ دلربای تو

3

در سر زلف و خال تو رفت دل همه جهان

کیست که نیست در جهان عاشق و مبتلای تو؟

4

دست تهی به درگهت آمده‌ام امیدوار

لطف کن ار چه نیستم در خور مرحبای تو

5

آینهٔ دل مرا روشنیی ده از نظر

بو که ببینم اندر او طلعت دلگشای تو

6

جام جهان نمای من روی طرب فزای توست

گرچه حقیقت من است جام جهان نمای تو

7

آرزوی من از جهان دیدن روی توست و بس

رو بنما، که سوختم از آرزوی لقای تو

8

کام دلم ز لب بده، وعدهٔ بیشتر مده

زان که وفا نمی‌کند عمر من و وفای تو

9

نیست عجب اگر شود زنده عراقی از لبت

کاب حیات می‌چکد از لب جان فزای تو

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای دل و جان عاشقان شیفتهٔ جمال تو

هوش و روان بی‌دلان سوختهٔ جلال تو

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 226

اگلی نظم

ای آرزوی جان و دلم ز آرزوی تو

بیمار گشته به نشود جز به بوی تو

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 228

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

باز به خون خلق شد چشم جفانمای تو

عمر اگر وفا کند جان من و جفای تو

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1664

تاب بنفشه می‌دهد طرّهٔ مشک‌سای تو

پردهٔ غنچه می‌درد خندهٔ دلگشای تو

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 411

جان و سر تو ای پسر نیست کسی به پای تو

آینه بین به خود نگر کیست دگر ورای تو

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2148

سنگ شکاف می‌کند در هوس لقای تو

جان پر و بال می‌زند در طرب هوای تو

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2157

من که ستیزه روترم در طلب لقای تو

بدهم جان بی‌وفا از جهت وفای تو

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2158

ای دل مبتلای من شیفتهٔ هوای تو

دیده دلم بسی بلا آن همه از برای تو

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 691

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور