یارب، به تو در گریختم بپذیرم
در سایهٔ لطف لایزالی گیرم
کس را گذر از جادهٔ تقدیر تو نیست
تقدیر تو کردهای، تو کن تدبیرم
زمین
گر بر رگ جان ز شستت آید تیرم
چه خوشتر ازان که پیش دستت میرم
سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 100
خیزم که نماند بیش ازین تدبیرم
خصم ار همه شمشیر زند یا تیرم
سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 99
چون نیست ز عقل ذرّهای توفیرم
تا می چه کنم عقل، کمش میگیرم
عطارمختارنامهباب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوقشمارهٔ 68
نی کشته زخم ناوک و شمشیرم
نی خسته ناخن پلنگ و شیرم
غالب دهلویدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 81
فارسی متن کا ماخذ: گنجور