صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عراقی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 16

غزل شمارهٔ 16

شاعر: عراقی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: است

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 11

صنف: غزل

صداکار: سهیل قاسمی
Toggle stanza 1
11
شوری ز شرابخانه برخاست
برخاست غریوی از چپ و راست
22
تا چشم بتم چه فتنه انگیخت؟
کز هر طرفی هزار غوغاست
33
تا جام لبش کدام می داد؟
کز جرعه‌اش هر که هست شیداست
44
ساقی، قدحی، که مست عشقم
و آن باده هنوز در سر ماست
55
آن نعرهٔ شور هم‌چنان هست
وآن شیفتگی هنوز برجاست
66
کارم، که چو زلف توست در هم
بی‌قامت تو نمی‌شود راست
77
مقصود تویی مرا ز هستی
کز جام، غرض می مصفاست
88
آیینهٔ روی توست جانم
عکس رخ تو درو هویداست
99
گل رنگ رخ تو دارد ، ارنه
رنگ رخش از پی چه زیباست ؟
1010
ور سرو نه قامت تو دیده است
او را کشش از چه سوی بالاست؟
1111
باغی است جهان، ز عکس رویت
خرم دل آن که در تماشاست
1212
در باغ همه رخ تو بیند
از هر ورق گل، آن که بیناست
1313
از عکس رخت دل عراقی
گلزار و بهار و باغ و صحراست
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دو اسبه پیک نظر می‌دوانم از چپ و راست

به جست و جوی نگاری، که نور دیدهٔ ماست

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 15

اگلی نظم

از میکده تا چه شور برخاست؟

کاندر همه شهر شور و غوغاست

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 17

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آنجاست دل من و هم آنجاست

کان کج کله بلند بالاست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 175

تا نقش خیال دوست با ماست

ما را همه عمر خود تماشاست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 364

می‌دان که زمانه نقش سوداست

بیرون ز زمانه صورت ماست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 365

دود دل ما نشان سوداست

وان دود که از دلست پیداست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 366

گر جام سپهر، زهر‌پیماست

آن در لب عاشقان چو حلواست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 371

ای از کرم تو کار ما راست

هر جای که خرمی‌ست ما راست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 382

بوی گل و بانگ مرغ برخاست

هنگام نشاط و روز صحرا‌ست

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 44

خوش می‌رود این پسر که برخاست

سرویست چنین که می‌رود راست

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 45

تا نقش خیال دوست با ماست

ما را همه عمر خود تماشاست

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 28

تا نافه زلف مجلس آراست

آهوی حواس، دشت پیماست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2246

مزید تلاش کریں
◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00