شاعر: عراقی
ای امید جان، عنایت از عراقی وامگیر
چاره ساز آن را که از تو نیستش یک دم گزیر
مانده در تیه فراقم، رهنمایا، ره نمای
غرقهٔ دریای هجرم، دستگیرا، دست گیر
در دل زارم نظر کن، کز غمت آمد به جان
چاره کن، جانا، که شد در دست هجرانت اسیر
سوی من بنگر، که عمری بر امید یک نظر
ماندهام چون خاک بر خاک درت خوار و حقیر
از تو بو نایافته، نه راحتی دیده ز عمر
ساخته با درد بیدرمان تو، مسکین فقیر
دل که سودای تو میپخت آرزویش خام ماند
کو تنور آرزو تا اندر او بندم فطیر؟
دایهٔ مهرت به شیر لطف پرورده است جان
شیرخواره چون زید، کش باز گیرد دایه شیر؟
ز آفتاب مهر بر دل سایه افگن، تا شود
در هوای مهر روی تو چو ذره مستنیر
گر فتد بر خاک تیره پرتو عکس رخت
گردد اندر حال هر ذره چو خورشید منیر
ور نسیم لطف تو بر آتش دوزخ وزد
خوشتر از خلد برین گردد درکهای سعیر
زمین
زین مروح خانه بادی می وزد بس دلپذیر
برمشام جانت ای دل قوت جان زین بادگیر
جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 25
در سماع عاشقان زد فر و تابش بر اثیر
گر سماع منکران اندر نگیرد گو مگیر
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1069
معده را پر کردهای دوش از خمیر و از فطیر
خواب آمد چشم پر شد کآنچ میجُستی بگیر
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1071
فتنهام بر زلف و بالای تو ای بدر منیر
قامت است آن یا قیامت عنبر است آن یا عبیر
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 308
ای سنایی جهد کن تا پیش سلطان ضمیر
از گریبان تاج سازی وز بن دامن سریر
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 85 - تامل با خویشتن و راز و نیاز با پروردگار
در کف خذلان و ذل فتح و ظفر گشتی اسیر
گر نبودی هر دو را اقبال خواجه دستگیر
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 86 - در مدح مسعود بن ابوالفتح
راه باریک است و شب تاریک و مرکب لنگ و پیر
ای سعادت رخ نمای و ای عنایت دست گیر
عراقیدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 12 - در نعت رسول اکرم (ص)
فارسی متن کا ماخذ: گنجور