صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عراقی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 129

غزل شمارهٔ 129

شاعر: عراقی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

قافیہ: یر

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

بر درت افتاده‌ام خوار و حقیر

از کرم، افتاده‌ای را دست گیر

2

دردمندم، بر من مسکین نگر

تا شود درد دلم درمان پذیر

3

از تو نگریزد دل من یک زمان

کالبد را کی بود از جان گزیر؟

4

دایهٔ لطفت مرا در بر گرفت

داد جای مادرم صد گونه شیر

5

چون نیابم بوی مهرت یک نفس

از دل و جانم برآید صد نفیر

6

دل، که با وصلت چنان خو کرده بود

در کف هجرت کنون مانده است اسیر

7

باز هجرت قصد جانم می‌کند

کشته‌ای را بار دیگر کشته گیر

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای امید جان، عنایت از عراقی وامگیر

چاره ساز آن را که از تو نیستش یک دم گزیر

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 128

اگلی نظم

به دست غم گرفتارم، بیا ای یار، دستم گیر

به رنج دل سزاوارم، مرا مگذار، دستم گیر

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 130

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

موشی چند سال در دکان خواجه بقال از نقلهای خشک و میوه های تر مالامال به سر می برد و از آن نعمتهای خشک و تر می خورد خواجه بقال آن را می دید و اغماض می کرد و از مکافات وی اعراض می نمود، تا روزی به حکم آنکه گفته اند:

سفله دون را چو گردد معده سیر

جامی»بهارستان»روضهٔ هشتم (در حکایات حیوانات)»بخش 3

گرسنه روباه شد تا آن تبیر

چشم زی او برده، مانده خیر خیر

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 54

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور